فصل هفتم از خاتمه : در بيان ابتداى ظهور صناعت طب
بدان كه خلاصهء اقوال در آن ، آن است كه : حقيقت جميع علوم حقيقيه و غير حقيقيه و صناعيه و علميه و عمليه ، ابتدا بر « حضرت آدم ابو البشر » - على نبينا و آله و عليه السّلام - به حكم آيهء كريمهء « وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الأسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَهء « 1 » » نازل و القا شده . و بعد از آن ، به حسب اختلاف ازمان و احوال مردم و احتياج ايشان ، هر يك از علوم در ازمنهء مختلفه از انبياء و اوصياء ايشان - قدس سرهم - ظاهر و صادر گشته ؛ به وحى و الهام ربّانى و رؤياى صادقه .
و حكماء را در قِدَم صناعت طبّ و حدوث آن ، اختلاف است ؛ به جهت آن كه :
جمعى كه قائل به قِدَم اجسام و انواعاند ، صناعت طب را نيز قديم مىدانند ؛ به جهت احتياج بنى نوع انسان بدان .
و كسانى كه قائل به حدوث اجسام و انواعاند ، صناعت طب را نيز حادث مىدانند . و از اين گروه :
بعضى حدوث آن را با حدوث نوع انسان ، مَعَ مىدانند .
بعضى - كه جمهور حكمايند - حدوث طب را بعد از حدوث انسان مىدانند . و از ايشان :
جماعتى را اعتقاد آن است كه حدوث آن ، به طريق وحى و الهام و رؤياى صادقه از جانب خالق علّام - عَز وَ جَلّ - كه فياض على الإطلاق و ملهِم جميع علوم و صناعت و حِرَف است . و « بقراط » و « جالينوس » و جميع اصحاب قياس و بسيارى از شعراى يونان ، بر ايناند . و ايشان را « الهاميه » نامند .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 31 .