تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1451

مساهمون:

ص١٤٥١
بول رقيق القوامِ بادوام عطش و غليظ و كدرى كه در آن چيزى ديده نشود و صفا نيابد و رقيق ابيض در سرسام و امراض حادّه و اسود در امراض حادّه و رقيقِ بر دوام در امراض « 1 » حادّه و غليظ كدرى كه راسب نگردد در آن چيزى ، تمام اين‌ها ردى است . و چون بول رقيق گردد در امراض حادّه ، پس غليظ و كدر يا « 2 » بياض ، دلالت بر تشنّج و موت قريب مىنمايد . دوام بول احمر رقيق : با علامات « 3 » جيده ، دلالت بر سرعت بحران . و با اضداد اين‌ها ، به سرعت عَطَب مىنمايد . بول چرب كه رنگ آن به رنگ آب گوشت باشد با بدبويى ، قاتل است . بول مُنِتن - خواه سياه باشد و يا مائى - بد است . و بدتر از آن ، بول‌هاى مردان و زنان كه سياه رنگ و اطفال كه رقيق مائى باشد . شخصى را كه تقطير البول در قولنج معروف به « ايلاوس » به هم رسد ، در هفت روز مىميرد ، مگر آن كه تب به هم رساند و بول بسيار كند . هرگاه كه دلائل رديه باشد و مريض در رابع بول زَيتى نمايد ، در هفتم خواهد مرد . بول صاحب الوان مُشَفّ ابيض ، ردى است ؛ خصوصاً باتبى كه با ورم دماغ باشد . بول منثور « 4 » شبيه به بول دواب ، دلالت بر صُداع حاضر و يا صداعى كه به هم رسد مىنمايد . شخصى كه در بول او با وجود غلظت ، پارچه‌هاى گوشتِ كوچك و يا مانند تارهاى مو باشد ، دلالت بر قرحهء گُرده مىنمايد و از آن جا مىآيد . شخصى كه خون بول نمايد بدون سبب متقدّم « 5 » ، دلالت بر انصداع و انشقاق رگى از گُرده او مىنمايد .
هامش
( 1 ) . الف : بر امراض . ( 2 ) . ب : با . ( 3 ) . ب : علامت . ( 4 ) . الف : منشور . ( 5 ) . الف : مقدم .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1451 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى