تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1452

مساهمون:

ص١٤٥٢
هر كه بول خون « 1 » غليظ تازه نمايد « 2 » و او را تقطيرُ البول باشد ، وجعى در اسفل بطن و عانهء او به هم مىرسد مايل به مثانهء او .

و بعضى از آن‌ها ، دلائل رُسوب است

رسوب احمر متعلَّق مايل به سوى فوق در مرض حاد ، دليل اختلاط عقل . و دوام آن ، دليل عَطَب و سوء حال است . رسوب مختلف القوام و رنگ و عدم رسوب و نضج در بول و زَيتى [ بودنِ ] رسوب ، همگى اين‌ها دليل بسيار ردىاند . وقتى كه باشد رسوب بعد از بول سياه ، علامت جيد است . رسوب اسود - خواه با غَمامَه باشد و يا بدون آن - دلالت بر قوّت مرض و عِظَم و قهر آن طبيعت را مىنمايد . وقتى كه با آن ، ذهن مختلط باشد ، دلالت بر هلاكت مىنمايد . و چون به طول انجامد مدّت مرض و بول به همان صفت باشد و ظاهر گردد علامت جيده و سلامت ذهن ، دلالت مىنمايد بر خُراجى كه به زودى حادث مىگردد بر مادون شراسيف . هر كه را راسب گردد در بول آن چيزى شبيه به رَمل ، دليل آن است كه او را حصاتِ مثانه به هم خواهد رسيد .

و بعضى از آن‌ها ، دلائل براز است

براز مائى رقيق بسيار زرد و كف دار ، هر دو بدند . وقتى كه براز اندك و املَس لزج سفيد باشد و يا اشقَر ، ردى است . وقتى كه براز ، صفراوى صرف باشد و شهوت طعام از مريض زائل گردد ، ردى است . چون كسى اسهال كهنه داشته باشد و طعام از او منقطع گردد به سبب عدم خواهش بدان مطلقاً ، دليل ردائت حال است . خروج براز اندك خصوصاً كه با لذع باشد و با آن علامات رديه ، بسيار بد است .
هامش
( 1 ) . الف : ( خون ) حذف شده . ( 2 ) . ب : مىنمايد .