تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1449

مساهمون:

ص١٤٤٩

و بعضى از آن‌ها ، دلائل عَرَق است

كثرت عرق در عضوى خاص ، دليل آن است كه مادّهء مرض در آن عضو است . و اگر عرق ننمايد عضوى ، دليل عدم مادّه در آن و يا تكاثف مسامّ آن است . عرق بسيار در خواب ، دلالت مىنمايد بر آن كه : صاحب آن غذاى بسيارى تناول نموده ، يا به آن كه بدن او محتاج به استفراغ است اگر طعام بسيار تناول ننموده ، و يا آن كه قواى او ضعيف و رطوبت در بدن او بسيار است . عرق در اوّل مرض ، دلالت بر كثرت « 1 » مادّه و مجاهدهء طبيعت و عجز از هضم مىنمايد . قشعريره بعد از عرق ، دلالت بر شدّت مرض و قوّت آن و انتشار « 2 » خلط ردى در بدن مىنمايد . عرق سرد و عرق حاد نيز هر دو ردىاند ؛ خصوصاً در سر و گردن . و عرق سرد كه شامل كلّ بدن نباشد ، بد است . هيجان كُزاز بعد از عرق ، بد است . عرق سرد با زردى و يا سبزى ناخن‌ها ، مهلك است . كثرت عرق به حدّى كه جارى باشد هميشه و گرم باشد و يا سرد ، بد است : گرم آن ، دلالت بر آن مىنمايد كه مرض سبك‌تر و ضعيف‌تر است . بارد [ آن ، دلالت ] بر آن كه مرض شديدتر و عظيم‌تر است . عرق وقتى كه در ابتدا بسيار باشد و منقطع گردد ، دلالت به فجاجت مادّه و ضعف عروق مىنمايد . و اگر منقطع نگردد به آن حمّى و مريض خفّت نيابد ، دلالت بر كثرت مادّه مىنمايد و ضعف جميع قوا - خصوصاً ماسكه - و بر طول مرض و بر آن كه صاحب آن متحمّل فصد و اسهال نيست . چون پيشانى عرق سرد نمايد و يا ناخن‌ها سبز « 3 » گردد و زبان ورم نمايد و ظاهر گردد بر آن و يا در بدن « 4 » دانه‌هاى غريب ، دلالت بر قرب موت مىنمايد .
هامش
( 1 ) . الف : ( بر كثرت ) حذف شده . ( 2 ) . ب : انتشار . ( 3 ) . ب : سرد . ( 4 ) . ب : بر بدن .