بعضى از آنها ، دلائل يرقان است
حدوث يرقان قبل از سابع ، بد است .
اگر عقب آن اسهال عارض گردد ، دليل آن است كه چندان « 1 » ردائت ندارد .
و يرقان عارض بعد [ از ] اسهال ، چندان خوب نيست ؛ مگر آن كه بعد از آن خفّت يابد و يا مقارن آن علامات جيدهء ديگر باشد .
و چون بعد از يرقان ، اختلاف مرارى به حدّى كه چون بر زمين بريزد زمين به جوش آيد و چيزى مانند كف سوخته بر سر او باشد ، خوفناك است ؛ مگر آن كه تدارك آن به اسهال بالغ و يا عرق شايع شود .
حدوث يرقان در مرض حادّى كه صورت و پاى مريض در آن متهبّج باشد ، مهلك قتّال است و بسيار است كه در چهاردهم و يا پيش از آن مىميرد .
صلابت كبد با يرقان ، بد است .
و بعضى از آنها « 2 » ، دلائل رُعاف است
رعاف بسيار مفرط كه بعد از آن خفّت و راحت نيابد ، بد است .
رعاف قليلى كه قطره قطره آيد و سياه باشد ، بد است .
رُعاف سياه از مِنخَرى كه بر شقّ عليل است و رُعافى كه از منخر مخالف آن است ، جيد نيست .
سيلان مرار اصفر و اخضر از دماغ ، ردى است .
و بعضى از آنها ، دلائل بول است
بول سياه رقيق با اسهال ، بد است .
احتباس بول در حمّيات دائمه با صُداع و كثرت عرق ، دالّ بر حدوث كُزاز است .
تقطير البول در حمّيات ساكنه ، دلالت بر حدوث رُعاف مىنمايد .
هامش
( 1 ) . الف : و چندان .
( 2 ) . ب : اينها .