تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1448

مساهمون:

ص١٤٤٨

و بعضى از آن‌ها ، دلائل حركات است

قلق و اختلاط ، دلالت بر ارتقاء بخار ردى به سوى دماغ مىنمايد . رعشه اگر از بحران نباشد ، جيد است [ و ] دلالت بر استرخاء اعصاب مىنمايد . توثُّب و جَستن مريض و چسبيدن به هر چيز و هر شخص كه نزد او باشد ، دلالت بر اختلاط و بخار محترقى كه به سوى دماغ او « 1 » ارتقا يافته باشد مىنمايد . قعود مريض هر ساعت ، دلالت بر ورم در اعضاء تنفّس مىنمايد ؛ به جهت آن كه اضطجاع ، دلالت بر ضيق منفذ مىنمايد . تثاؤب و تمطّى با ثقل و برودت ، ردىاند [ و ] دلالت بر غلبهء خلط بخارى و عجز قوه مىنمايد . و اگر بعد از آن هر دو خفّت و راحت يابند ، محمود است و الّا مذموم .

و بعضى از آن‌ها ، دلائل ورم است

اورام مَغابِن كه بعد از آن حمّى حاد عارض گردد ، بداست . و اگر بعد از حمّى به هم رسند ، چندان ردائت ندارند . ورم بيخ گوش ، بد است . و همچنين ورم بيخ گوش كه نضج نيابد بد است و هم‌چنين چون نضج يابد . و ساير اخلاط غير نضيجه نيز . هر ورم كه ظاهر گردد پس فرو رود ، بد است . و چون باز عود نمايد و ظاهر گردد ، بدى ندارد . و تهبّج اطراف و قدمين پيش از چهاردهم ، ردى قتّال است . و همچنين ورم لهات مُبَرسَم « 2 » . ورم حادّ حارّ عظيم با اسهال در حمّاى حادّ قوى ، بد است . سياه گشتن قرحهء كهنه و سبز گشتن آن در امراض حادّه ، ردى قتّال است . بُثور جاوَرسيه در امراض حادّه ، ردى است و دلالت بر غلظت مادّه مىنمايد . و خوف آن است كه قوّه ، وفا به نضج آن ننمايد . بُثور فم و جوشش آن در اواخر استسقا ، مهلك است . بثور و جوشش قروح و ريختن موى اطراف آن ، ردى و دلالت بر خبث مادّه مىنمايد . ظهور ورم با خُراجات عظيمه و خبيثه ، بسيار ردى است .
هامش
( 1 ) . الف : ( او ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( مبرسم ) حذف شده .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1448 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى