و هر مريضى كه جلد بدن او كشيدهء صلب لاغر باشد ، او خواهد مرد بدون آن كه عرق نمايد .
و هر كه جلد او متخلخل باشد ، خواهد مرد با عرق .
و بعضى از آنها ، دلائل بطن و شراسيف است
نحافت « 1 » مِراق ، دليل ضعف و يبس احشاست [ و ] قلّت هضم و اطلاق طبيعت با آن ، ردى است .
انتفاخ بطن در امراض حادّه و قلّت هضم با اسهال و يبس و نحافت « 2 » مراق ، علامت موت است ؛ خصوصاً هنگامى كه ظاهر گردد با آن حالات ، دانههاى بزرگ تيره رنگ .
انعصار و فشار معده ، علامت ردى است و دلالت بر انصباب اخلاط رديه بر آن مىنمايد .
نتوّ و بر آمدگى يكى از دو طرف شراسيف و صلابت آن ، ردى است .
انتفاخ مِراق - نه از جهت ريحى كه باشد - با قُحل « 3 » و لا غرى بدن ، دلالت بر ورم احشا مىنمايد .
بعضى از آنها ، دلائل استسقاست
حدوث استسقا بعد از امراض حادّه بد است . و كم ، از آن نجات مىيابد مريض .
حدوث استسقا و يا زَلَقُ الامعاء صاحب طِحال را كه اختلافُ الدّم داشته باشد ، مهلك است .
حدوث سُعال مستسقى را ، بد است .
جوشش « 4 » دهان در آخر استسقا ، مهلك است .
ترشّح ماءِ اصفر در اواخر استسقا ، مهلك است ؛ بساست كه مىميرد صاحب آن در هفت روز .
اجتماع استسقا با اسهال صفراوى ، بد است .
هامش
( 2 و 1 ) . الف : سخافت .
( 3 ) . الف و ب : ( فحل ) آمده اما صحيح ( قحل ) است .
( 4 ) . الف : جوش .