قسمت اينها به حدّى مىرسد كه احصا نمىتواند نمود . لا بد در حمّى مركّبه ، علامات تركيب آنها « 1 » را خوب بايد دريافت نمود و متوجّه معالجه گرديد ؛ به تركيب دوا نيز به حسب آن .
چون دو تركيب از اين مركّبات مشهورتراند و هر يك مسمّى به اسمى خاص و كثيرُ الوقوعاند ، لهذا آن هر دو را به طريق دستور العمل ، با اسباب و علامات و معالجات ذكر مىنمايد ؛ يكى را « غبّ غير خالص » و ديگرى را « شَطرُ الغِب » نامند :
غِبّ غير خالص ، آن است كه : صفراى مخلوط به بلغم در آن ، داخل عروق و يا خارج عروق متعفّن شده باشد پس : اگر داخل عروق باشد ، حمّى لازم و با آن ، بعضى از علامات صفراء و بعضى از علامات بلغم باشد . و اگر خارج عروق باشد ، يك روز در ميان آيد كه نوبهء آن است . در اين نيز ، بعضى از علامات صفراء و بعضى از علامات بلغم باشد . و نوبهء آن از دوازده ساعت بگذرد .
و شطرُ الغِب ، آن است كه : صفراء داخل عروق و بلغم ، خارج عروق و يا بالعكس ؛ كه صفراء خارج عروق و بلغم داخل عروق تعفّن يافته باشد . و يا آن كه هرد و داخل عروق و يا هر دو خارج عروق متعفّن گشته باشند ؛ پس اقسام شطرُ الغِب ، چهار قسم گرديد :
نوع اوّل : مركّب از صفراوى داير با بلغمى داير : پس روزى كه نوبه صفراست دو نوبهء مىكند در آن روز ؛ يكى با علامات صفراء و يكى با علامات بلغم . و يا يك نوبه مىكند ، مركّب از هر دو علامت با هم . و يا اين كه يك روز نوبهء اشَدّ و يك روز نوبهء اخَفّ است .
و نوع ديگر آن كه : مركّب از صفراوى لازم و بلغمى لازم « 2 » باشد . و در نوبهء اين ، لرزى و سرمايى نمىباشد . و علامات حمّى صفراوى لازم ، با علامات حمّى بلغمى لازم مجتمع باشد .
ديگر آن كه : مركّب از صفراوى داير و بلغمى لازم باشد ؛ پس يك روز نوبهء آن با علامات نوبهء صفراوى و يك روز نوبه [ اى ] ننمايد و حمّى لازم باشد با علامات حمّى بلغمى لازم .
ديگر آن كه : مركّب از صفراوى لازم با بلغمى داير باشد ؛ پس هر روز نوبهء آن باشد ، با علامت نوبهء بلغمى و حمّى لازم با علامات حمّى لازم صفراوى .
هامش
( 1 ) . الف : آن را .
( 2 ) . الف : ( و بلغمى لازم ) حذف شده .