بدان كه جميع انواع غِبّ غير خالص و شَطرُ الغِب ، در معالجه قريب به هماند ؛ به جهت آن كه سبب آنها نيز قريب به هم است . و معالجهء آنها مركّب از معالجهء صفراوى خالص با بلغمى خالص است .
و اين حمّيات ، طولانى مىباشند و گاه تا مدّت يك سال مىكشند ؛ چنان چه « مولانا نفيس » در « شرح اسباب و علامات » گفته ؛ جهت آن كه : اگر متوجّه معالجهء بلغم به مسخّنات مىگردند ، صفراء غلبه مىنمايد و فساد مىكند .
و اگر متوجّه اطفاء صفراء به مبرّدات گردند ، بلغم غلبه مىنمايد و هرگاه ملاحظه هر دو جانب نموده شود ، به « 1 » هيچ يك فايدهء معتدٌّ به نمىبخشد و گاه است كه طول اين مرض ، باعث فساد احشا مىگردد ؛ از معده يا كبد يا طحال و غير اينها و يا ضعيف مىگرداند و مفاسد ديگر به هم مىرسد .
[ علاج شطر الغب و غبّ غير خالص ] : بالجملة در هر يك از اينها طريقهء معالجه اين است كه : در ابتدا ، منضج از : گاو زبان و عنبُ الثّعلب و خبّازى و بيخ كاسنى ، از هر يك دو مثقال ؛ سپستان ، ده دانه ؛ جوشانيده ، ماليده ، صاف نموده ؛ دو مثقال تخم خبّازى را كوبيده ، در آن شيره گرفته ؛ سه مثقال شربت نيلوفر در آن داخل نموده « 2 » ، بياشامند .
روز پنجم اگر نوبه باشد ، روز ششم يا روزى كه نوبه سنگين نباشد مسهلى بياشامند ؛ به اضافهء : اصلُ السّوس ، گل سرخ ، گل بنفشه ، گل نيلوفر و برگ سَنامَكّى ، از هر يك دو مثقال ؛ عنّاب ، ده دانهء مطبوخ ؛ و شيرهء تخم خيار و شربت نيلوفر داخل نمايند ؛ و ترنجبين و شيرخشت و فلوس خيارشنبر ، از هر يك ده مثقال در آن حل نموده ، صاف كرده ، روغن بادام ، يك مثقال بر آن چكانيده ، گرم نموده بياشامند .
و در هشتم و دهم و دوازدهم نيز ، به شرطى كه نوبه نباشد و يا نوبهء سنگين نباشد همان مسهل را بياشامند . و اگر غلبهء بلغم باشد ، گلقند و سكنجبين در هم سرشته تناول نمايند .
هامش
( 1 ) . الف : ( به ) حذف شده .
( 2 ) . ب : كرده .