مثقال ؛ فلوس خيارشنبر و ترنجبين ، از هر يك ده مثقال ، روغن بادام ، يك مثقال [ بنوشند ] . و بعد از شش روز ، همين منضج را به اضافهء بَسفايجِ فُستُقى پوست تراشيده ، بيخ كبر ، افتيمون و سَنامكّى ، از هر يك دو مثقال .
و اگر شب مسهل ، يك مثقال ايارِج فِيقَرا را حب بسته فرو برند . و صبح آن مسهل را بياشامند ، اولى است . و همچنين همين مسهل را به دستور كه « 1 » در بين منضج آشاميده ، تا چهار دفعه استعمال نمايند و بعد از آن ، سكنجبين بُزورى يا قرص ورد صغير با شيرهء رازيانه و كاسنى ، از هر يك دو درم به دستور مزبور بنوشند . و در بين ، هر شش روز يك دفعه آن مسهل را و يا معجون نجاح را ميل نمايند . و در اين نوع ، اگر مسهل در روز نوبه خورده شود ، بد نيست .
و بعد از آن تدابير ، استعمال مخدّرات مذكوره نيز نافع است . و اگر رطوبت غالب نباشد ، ماءُ الشّعير يا « 2 » سكنجبين در بين مسهلات نافع است .
بدان كه در اين نوع حمّيات ، احتياط بليغ بايد نمود كه پيش از نضج مادّه متوجّه « 3 » دفع آن به « 4 » مسهل نگردند ، كه مورث مفاسد عظيمه است . و بعد از تنقيه و يا كهنگى مرض هر چند تنقيه نشده باشد ، استعمال مثروديطوس و ترياق فاروق و حبّ جَدوار و حبّ ربع در ربع بسيار نافع است ؛ خصوصاً هنگامى كه حرارت بر مزاج غالب نباشد . و ساير انواع حمّيات خلطيه را بدين تدابير ، به اندك تفاوتى به حسب آن معالجه نمايند .
[ حمي غشيّه ]
علامت حمّى غشيه : آن است كه : در هنگام نوبهء آن غشى و بى هوشى عارض شود و تا عرق نشود ، افاقه نمىيابد . و چون ماده آن اكثر از بلغم است و نادراً از صفرا ، لهذا اطبّاء آن را از جمله حمّيات بلغميه شمردهاند . و بالجملة :
هامش
( 1 ) . ب : دستورى .
( 2 ) . الف و ب : ( با ) آمده اما طبق متن : ( الجمع بين السكنجبين و ماء الشعير معاً كرب مفسد فى الاكثر ) ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 3 ص 27 ( يا ) صحيح مىباشد .
( 3 ) . الف : ( متوجه ) حذف شده .
( 4 ) . ب : ( به ) حذف شده .