و بالجملة در اين نوع ، اجتناب از شيرينىها و روغن و مولّدات سودا لازم است ؛ چنانچه ذكر يافت . و گوشت بسيار نازكى مانند برّه و بزغاله و خروس ، نافع و حمّام ، در همهء انواع مناسب است .
[ اگر احتراق ، از بلغم و يا سوداى غير طبيعى باشد : ]
و علامت آنچه از احتراق بلغم يا سوداء به هم رسيده باشد : غلبهء آثار برودت . و ساير علامات بلغمى و سوداوى است .
علاج آن : مداومت به خوردن گُلقند باسكنجبين و عرق شاهتره و گاهى گُلقند با مصطكى . و در غير نوبه ، گاهى اطريفل صغير با دواءُ التُّربُد سرشته و گاهى گلپر - كه « انجدان » است - جوشانيده و يا كوبيده شيره گرفته چند جوشى داده ، به عوض سكنجبين بنوشند ؛ خصوصا هنگامى كه با سپرز باشد .
و قى نمودن در وقت نوبه ، در همهء انواع بسيار مفيد است . و خورانيدن حبُّ الشّفا به قدر يك نخود ، دو ساعت قبل از آمدن نوبه ، بسيار مفيد و مجرّب است ؛ چنانچه « مير بهاء الدّوله » در « خلاصة التّجارب « 1 » » نوشته . و فلونياى رومى نيز به قدر نخودى . و برشعثا نيز و حبّ ربع و معجون ربع .
اگر مادّهء فاسد بسيار در بدن باشد : تنقيه بايد نمود تا رفع گردد و ليكن بعد از شش ماه . و بعضى ، بعد از هفتاد روز نيز تجويز نمودهاند « 2 » . و بايد كه تنقيه ، به حسبِ خلطِ باعثِ مرض باشد .
اگر مادّهء آن ، از احتراق دم باشد و علامات غلبهء خون با آن نيز باشد :
علاج آن : اوّلًا فصد باسِليق است . و ملاحظه نمايند كه خون « 3 » ، بسيار سياه غليظ فاسد است يا نه . اگر چنان باشد ، مقدار شصت مثقال يا زياده يا كم تر به قدر حاجت بگيرند . و اگر سرخ رقيق كمرنگ باشد ، به زودى بند نمايند و نگذارند كه اخراج يابد . و بعد از آن ، متوجّه تنقيه به منضج و مسهل گردند از منضجات و مسهلات مذكوره .
هامش
( 1 ) . بهاء الدوله ، خلاصهء التجارب ، چاپ سنگى ، مطبع منشى نول ، هند ، ص 118 .
( 2 ) . ب : نموده .
( 3 ) . ب : چون .