و اگر سبب ورم ، صفراء باشد
علامت آن نيز : حمّاى دائمى و وجع ناخس و سوزش و تنگى نفس و سرفهء شديد و قلق و اضطراب و تشنگى و خشكى زبان و خشونت آن و بى خوابى و هذيان زياده از دموى و زردى نفث و قاروره . و در دموى ، تنگى نفس بيش تر .
علاج آن : مانند علاج دموى است ؛ مگر آن كه در اين : اوّل مسهل بايد . و در پنجم و ششم ، فصد باسِليق از جانب موافق . و اگر وجع شديد و تنگى نفس بسيار باشد ، حجامت بين الكتفين در نهم بايد نمود . و در ساير تدابير ، مانند دموى است ؛ مگر آن كه در اين ، تبريد بيشتر بايد و مداومت ماءُ الشّعير . و اگر بى خوابى بسيار باشد ، شيرهء تخم كاهو و يا هر دو اضافهء ماء الشّعير نمايند . و ضماد جو مقشّر و تخم خبّازى در هر دو نوع مفيد است ؛ خصوصاً به آب برگ بيد .
و اگر سبب ورم ، بلغم باشد
علامت آن : خفّت و سبكى در جميع علامات دموى و صفراوى . و غلظت و تيرگى بول . و سفيدى نفث با اندك حمرت .
علاج آن : قريب به علاج دموى است « 1 » . و در اين ، يك فصد كافى است . و گاه است كه احتياج به يك فصد نيز نمىشود . و ليكن محتاج به منضج « 2 » و مسهل بيش تر از آن است . و در منضج آن ، براى اين گاو زبان زياده . و در مسهل ، گاو زبان و اصلُ السّوس و بعد از دهم ، پرسياوشان بيفزايند . و تبريد در اين كم تر بايد .
و اگر سبب ورم ، غلبه سوداء باشد .
اين ، بدترين انواع است ؛ چنانچه اكثر اطبّاء اين را « قَتّال » گفتهاند .
علامت آن : سياهى روى زبان و تيرگى بشره و سياهى نفث و دير بر آمدن آن و چون به هم رسد ، به دشوارى كنده گردد . و در اين ، بى خوابى و ساير علامات زياده از صفراوى است ؛ به سبب خباثت مادّه .
هامش
( 1 ) . ب : ( است ) حذف شده .
( 2 ) . ب : نمبرح .