فصل سيزدهم از مطلب دوم : در بيان « شَوصَه » و اسباب و علامات و معالجات آن
بدان كه تعريف آن در « ذاتُ الجنب » ذكر يافت .
علامت آن : علامات ذات الجنب است ؛ مگر آن كه در اين ، وجع در استخوانهاى اضلاعى « 1 » است كه سر آنها به هم نرسيده . و نيز علامت ديگر آن كه در اين حال « 2 » ، عليل از شدّت وجع حركت نمىتواند كرد به هيچ وجه « 3 » . و شكل و هيأت و نفث در اين نيز بسيار كم است .
علاج اين : قريب به علاج انواع اربعهء ذاتُ الجنب است ؛ الّا آن كه در اين ، ابتداءً فصد نبايد نمود ؛ بلكه در چهارم يا پنجم يا ششم . و به عوض مسهل مشروب در ايام مسهل ، احتقان نمايند . و انتفاع اضمده در اين ، كم تر از ذاتُ الجنب است . و در ساير تدابير ، مانند ذاتُ الجَنب است .
فصل چهاردهم از مطلب دوم : در بيان « ذات الصَّدر » و « ذاتُ العَرض » و اسباب و علامات و معالجات آن
بدان كه تعريف اين هر دو ذكر يافت در ذات الجَنب .
علامت هر يك از اين هر دو : مانند علامات انواع اربعهء ذات الجَنب است ، إلّا آن كه : در ذات الصّدر ، وجع از ابتداى گردن تا آخر استخوانهاى سينه است . و عليل نظر به پايين و سر را بالا نمىتوان نمود . و تسكين او در اين است كه به پشت يا به پهلو بخوابد . و در ذات العرض ، وجع در مهرههاى پشت مىباشد . و عليل ، بر پشت نمىتواند خوابيد . و به چپ و راست نظر نمىتواند كرد . و هر گاه سرفه نمايد ، از شدّت وجع مضطرب گردد .
علاج هر يك از اين هر دو : بِعَينِه علاج ذات الجنب است ؛ مگر آن كه ضمادات در
هامش
( 1 ) . ب : عضلاتى .
( 2 ) . ب : ( حال ) حذف شده .
( 3 ) . ب : نمىتواند نمود و جوان نمىتواند كرد به هيچ و وجه .