ذاتُ الصّدر بر سينه و در ذاتُ العرض بر پشت بايد استعمال نمود . و چون وجع درين هر دو در وسط است و جانب موافق و مخالف ندارد ، لهذا فصد در ابتدا از طرف راست و بعد از آن از طرف چپ بايد نمود .
و بعد از بيستم در هر يك از امراض مذكوره ؛ اگر سرفه و آمدن خلط غليظ باقى باشد و حمّى بسيار تخفيف يافته ، شربت زوفا با شيرهء تخم كدو و لعاب به دانه ، از هر يك چهار مثقال تا هشت مثقال بياشامند ؛ خصوصاً در بلغمى .
و سفوف سعالى كه ذكر يافت ، نيم مثقال با شربت زوفا ضم مىتوان نمود . و اگر بعد از بيستم هنوز حمّى تخفيف نيافته باشد - خصوصاً در صفراوى - و خلط چندان غليظ نباشد ، اكتفا به شيرهء تخم كدو و شيرهء تخم خيار ، از هر يك سه مثقال و لعاب به دانه ، نيم مثقال و سفوف سعال ، نيم مثقال و چهار مثقال شربت بنفشه نمايند ؛ تا حمّى تخفيف تمام يابد . و بعد از آن اگر احتياج به شربت زوفا باشد ، به نحوى كه ذكر يافت بياشامند .
[ تبصره ] : و بايد دانست كه اين اقسامى كه ذكر يافت ، همه بسايط امراض مذكورهاند . و مركّب از دو و زياده از اينها نيز مىتواند بود ؛ مانند جمع ذات الجنب و ذات الصّدر و غير آن از تراكيب .
علامت : اجتماع و تركيب جمع اكثر علامات با اوجاع مذكوره است .
علاج آن : بسيار مشكل است ؛ چنانچه اكثر اطبّاء تصريح بدان نمودهاند . و بالجملة ، علاج مركّب همان علاج مفردات است ؛ از جمع تركيب تدابير با هم و استعمال اضمده بر جميع مواضع .
فصل پانزدهم از مطلب دوم : در بيان « ذاتُ الريه » و اسباب و علامات و معالجات آن
بدان كه آن ، ورمى است حار كه در شش به هم مىرسد ؛ از غلبهء خون و يا صفرا و يا بلغم شور متعفّن . و گاه سبب آن نزلهء حادّ است كه از دماغ بدان ريزد . و اكثر ، انتقالى