برگ خطمى و خُبّازى را با شير گاو پخته ضماد نمايد ؛ تا گوشتهاى فاسد بيفتد . و اگر بعد از اين ضمادات ، گوشتهاى فاسد شده خود به خود نيفتد « 1 » ، به جرّاح صاحب وقوفى رجوع نمايد .
و ببايد دانست كه اكثر آن است كه موضعى را كه برف و سرما زده و اصلاح يافته ، هر سال در سردى هوا همان عضو ورم مىكند و وجع به هم مىرساند ؛ بايد كه مغز سر كلاغ زنگى را بر آن موضع مكرّر بمالند در هنگام عود كه ديگر عود نمىنمايد .
تدبير آن كه بَشَرَه از باد و آفتاب سياه نشود و شقاق به هم نرساند : آن است كه : در هنگام حركت ، كتيرا و نشاسته و صَمغ عربى و لُعاب بِهدانه و لُعاب بَزرِ قَطُونا ، مجموع و يا بعضى از اينها را با سفيدهء تخم مرغ ممزوج نموده ، بر صورت بمالند . و بعد از فرود آمدن به منزل بشويند . و اگر شِقاق عارض گردد ، بايد كه پيه مرغ را با موم بگدازد و با آرد نخود سرشته ، به صورت بمالد . و به آب گرم بشويد .
چون دستها و پاها بتركد : به سبب اختلاف آب و گرد و غبار و حرّ و برد ، بايد كه اوّل پاك بشويد به آب گرم و در آب ساعتى بگذارد - و اگر آب مطبوخ برگ چغندر و يا شلغم باشد بهتر است - و كتيرا را نرم « 2 » مانند غبار سوده بر آن بپاشند . و از گرد و چرك شدن محافظت نمايند .
و اگر اين تدبير سودى نبخشد ، پيه گُردهء بز را شسته به دست نرم نموده بمالند و موضع شقاق را پر كنند بدان . و يا آن كه مازُو را مانند غبار نرم سوده به آن پيه مخلوط كرده گرم نموده ، شقاق را بدان پر نمايند . و اگر مزمن گشته باشد ، سَندَرُوس را نرم سوده ، با روغن بزر كتان خوب بجوشانند تا خوب غليظ گردد و گرم « 3 » در ميان شقاق بچكانند . و دُهنِ شقايق نيز مفيد است .
و چون شپش بسيار به هم رسد و اذيت رساند : بايد كه لباس كتان بپوشند كه منع توليد شپش نمايد . و چون زِيبَق را به آب دهن و حنا بكشد ؛ يعنى آن قدر بمالد كه ناپديد
هامش
( 1 ) . ب : بيفتد .
( 2 ) . الف : ( را ) حذف شده .
( 3 ) . الف : ( گرم ) حذف شده .