آيد ، بايد كه حتّى المقدور در حجره [ اى ] فرود آيد كه وسيع باشد و سقف آن بلند و باد شمال در آن مىوزيده باشد .
و چون در منزلى و محلّى و جايى رسد و يا فرود آيد كه احتمال وزيدن باد سَمُوم باشد و يا مكان سمى باشد يا جيفه و مردار بسيار باشد و يا مزابل ، دهان و بينى را به منديلى - يعنى دست مالى - كه به سركه تر نموده باشد ببندد و به زودى از آنجا بگذرد كه حتّى المقدور استنشاق آن هوا نشود .
و ساعت به ساعت ، مضمضه بايد به آب سرد كند و جرعه جرعه بياشامد . و قدرى روغن تخم كدو بياشامد و بدان روغن و يا بنفشه بادام . سر و سينه را چرب نمايد . و اگر دوغ سرد ميسّر آيد ، بياشامد . و پياز و سير و سركه ببويد و قدرى بخورد . و اگر قدرى پياز را در دوغ بخيساند « 1 » و قبل از حركت بياشامد ، دفع ضرر سَموم مىنمايد .
و چون در طى مسافت ، هواى سمّى را قبل از ورود استنباط نمايد از علامت آن كه تيرگى و شدّت حرارت و بدبويى هوا و ساير علاماتى است كه مسافرين در هواى سمّى به تجربه معلوم نمودهاند - بايد كه اگر از برابر باشد ، راه را بگرداند و دهان و بينى را ببندد و به دستمالِ به سركه تر نموده و سير و پياز كوبيده به سركه تر نموده و يا در سركه انداخته ، پيش بينى بدارد . و اگر آب نزديك باشد ، خود را در آب اندازد . و يا آن كه بر روى زمين بر رو بخوابد تا آن كه هواى سمّى بگذرد .
چون هواى مذكور به دماغ برسد و احوال متغير شود و كرب و اضطراب قلب و غشى حادث گردد ، اگر ترياق فاروق حاضر باشد ، به زودى مقدار نيم مثقال بخورد و يا قدرى جدوار و يا فادزهر معدنى و يا قدرى سير و سركه يا كافور بخورد . [ و ] اگر آنها حاضر نباشند ، كافور و صندل سفيد ببويد و بر سينه و بينى بمالد و دوغ سرد بياشامد . و يا آب سرد در روغن تخم كدو به بينى بچكاند . و در آب سرد غوطه خورد و دستها را و پاها در آب سرد بگذارد . و در مكان خنك مقام نمايد . و غذاهاى خنك و ميوههاى رطب و غذاهاى ترش بخورد تا به حال آيد .
هامش
( 1 ) . ب : بخيسانند .