تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1308

مساهمون:

ص١٣٠٨
برگ و گُل نباتى - كه به هندى « گُل مهندى « 1 » » نامند - كه ماليده بر آن ضماد نمايند و يا نباتى كه به هندى « پوئى » نامند . و يا عدس را پخته ضماد نمايند . و يا گِل ارمنى و سركه و آب سوده طِلا نمايد . و يا سفيداب قلعى و مرداسنگِ به سركه سوده . و سفيداب قلعى و گل ارمنى و سفيدهء تخم مرغ نيز مفيد است . و چون آبله نمايد و مجروح گردد و وجع و سوزش بسيار داشته باشد ، اگر مانعى نباشد فصد نمايند . و از خوردن شيرينى و روغن اجتناب كند . و مراهم مناسبه و مختصّه به سوختگى آتش - مانند مرهم سفيداب و مرهم نوره و مرهم كافورى و مرهم نيم مغسول و امثال اين‌ها ، كه در « قرابادين » ذكر يافت - استعمال نمايد . و تدبير خستگى « 2 » و ماندگى در سفر : آن است كه : هر گاه مسافر از حركت و پياده روى بسيار خسته و مانده گردد كه ديگر قدرت بر حركت نداشته باشد ، بايد كه ناخن‌هاى پا را به هر روغنى كه به دست آيد چرب نمايد مكرّر تا رفع آن گردد . و در هواى گرم پاها را تا زانو شستن و يا در آب سرد گذاشتن ؛ و در هواى سرد ، به آب گرم شستن و در آب گرم گذاشتن رافع ماندگى است .

و تدبير ماندگى مركوب :

لازمهء مسافر است كه تدبير آن نيز نمايد [ و ] آن است كه : چون مركوب - هر حيوانى كه باشد ؛ از اسب و استر و شتر و فيل و گاو و الاغ - بعد از آن كه خسته گردد و از رفتار عاجز آيد ، قدرى افيون - كه اقلّ مقدار آن يك مثقال و اكثر آن سه مثقال باشد - به او بخورانند ، كه توانايى رفتار بسيار به هم مىرساند .

فايدهء چهارم : در بيان تدبير سفر دريا

بدان كه مسافر سفر دريا را بايد كه به دستور مسافر خشكى : اگر محتاج به تنقيه از فصد و اسهال باشد به عمل آورد . و چند روز قبل از آن ، تقليل در غذا نمايد .
هامش
( 1 ) . الف و ب : ( گل مهدى ) آمده است اما با توجه به متن مخزن الأدويه ( گل مهندى ) صحيح است . ( 2 ) . ب : خشكى .