تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1307

مساهمون:

ص١٣٠٧
و غذا آش برنج و ماش و يا عدس و يا پهتى ماش و عدس با چلاو تناول نمايد . و اگر حمّى عارض گردد با آن ، از حيوانى احتراز نمايد . و در همهء احوال ، از ترشىها و ماست و دوغ و آب سرد اجتناب نمايد . و عضو را از رسيدن هواى سرد و آب سرد محافظت كند . و اگر خاكستر گرم را در كيسه [ اى ] كرده بر آن عضو بندد و حتى المقدور حركت ننمايد تا خوب به اصلاح آيد . و بعد از اين تدابير ، اگر وجعى باقى باشد ، زفت را گرم نموده بر كرباسى ماليده ، بر عضو بچسبانند و بر آن چسبيده « 1 » دارد تا آن كه وجع زائل گردد . و چون جراحتى عارض گردد از آلات خارجيه : مانند كارد و شمشير و تير و نيزه و امثال اين‌ها ، بايد كه اين مرهم را بمالند كه زود ملتئم مىگرداند و از اسرار است ! ! : مرداسَنگ ، پنج درم ؛ دَمُ الأخَوَين ، سه درم ، هر دو را نرم سوده ، با يك عدد زردهء تخم مرغ و بيست درم روغن چراغ نيكو مخلوط نموده استعمال نمايد . و چون برگ درخت سِنجِد را بر جراحت ضماد نمايند « 2 » ، آن را به چرك آورد و پاك و ملتئم سازد كه به‌هيچ تدبير ديگر احتياج نگردد و مجرّب است . و اگر برگ تازهء آن نباشد ، برگ خشك آن نيز مؤثّر است . تدبير جراحت اعضاء از موزه و رِكاب و غير آن : - كه علامت آن ، گرمى و سوزش و سرخى آن عضو است ، آن است كه خرقهء كتان را با گلابِ سرد كرده تر نموده ، مكرّر بر آن عضو بيندازند ؛ تا آن كه حدّت و سوزش آن فرو نشيند . و بعد از آن ، مُرداسنگ را به گلاب ساييده بمالد . و اگر نفاخات و آبله در پا به هم رسد : با خارى آن را بشكافد تا آب برآيد ، پس مازو را به آب سرد بسايد و بر آن بمالد . و يا گلنار را نرم سوده بر آن بپاشد و يا دَمُ الأخَوَين و گِل ارمنى و كات هندى . تدبير سوختن عضو به آتش و يا آب گرم و يا روغن گرم : آن است كه : قبل از آن كه عضو آبله نمايد ، سفيدى تخم مرغ را بر آن بمالد . و خرقه [ اى ] را به آب يخ و يا برف سرد كرده تر نموده بر آن افكند و يا آن كه مُرَكّب - يعنى مداد - بر آن بمالد . و ماليدن
هامش
( 1 ) . الف : چسپيد . ( 2 ) . الف : نمايد .