حجامت بر نقره ، خليفه و نايب مناب فصد اكحل است [ و لذا ] ثقل حاجبَين و رطوبت جَفن و جَرَب عَين و بَخَر فم را نافع و ليكن مورث نسيان است ؛ به جهت آن كه محل قوّه حافظه است . و لهذا در شرع شريف « 1 » نيز منع از آن وارد است . و ليكن اين ، مختصّ به حجامت با شرط است . پس بايد كه در حجامت نقره ، اندك ميل به طرف اسفل نموده حجامت نمايند ؛ تا فايده بدون مضرّت حاصل آيد . و نقره ، عبارت از گودال عقب سر است .
حجامت بر كاهل ، خليفهء [ فصد ] باسِليق است . به جهت وجع منكب و حلق نافع و ليكن مُضعِف فم معده است . و لهذا در اين ، بايد كه قدرى ميل به بالاتر از كاهل نموده فصد نمايند تا مضرّتى به فم معده نرساند و اشياء مقوّيهء فم معده تناول نمايند . و كاهل ، عبارت از ما بين كتفين است .
حجامت بر اخدَعَين ، خليفه قيفال است . ارتعاش رأس و أعلال وجه و اسنان و ضِرس و اذُنَين و عينَين ، و حلق و انف را نافع . و گاه صاحبان ضعف دماغ را مضرّ و مورث رعشه در سر است . و اخدَعان ، دو رگاند كه بر عُنُق واقعاند [ و ] واحد آن « اخدَع » است ؛ بخاءِ معجمه و دال و عين مهملتين ؛ بر وزن افعَل .
حجامت ساق ، قريب است به فصد صافِن . و در تنقيهء دم و ادرار طمث نافع ؛ خصوص زنى كه سفيد پوست و متخلخل البدن و رقيق الدّم باشد . و حجامت ساقين جهت امراض مذكوره بهتر از صافن است .
مراد از خليفه بودن هر يك از آن حجامتها فصدهاى مزبور را ، آن است كه امراضى كه قريب بدين مواضعاند و فصد رگهاى مذكور آنها را نافع ، حجامت آن مواضع نيز در نفع ، خليفه و قائم مقام آنهايند ؛ نه بر طريق اطلاق و تعميم بلكه به تخصيص به بعض وجوه ؛ زيرا كه تنقيهء [ فصد ] ، عامّ است و تنقيهء حجامت ، خاص ؛ پس قائم مقام آن به جميع وجوه نمىتواند بود بلكه در اكثر امور .
هامش
( 1 ) . قال رسول الله ( ص ) - من وصيته لعلي عليه السلام - : « يا علي ، تسعة أشياء تورث النسيانَ : أكلُ التفاح الحامض و أكل الكزبرة و الجُبن و سؤر الفأرة و قراءة كتابة القبورِ و المشي بين امرأتين و طرح القملة و الحجامة في النقرة و البول في الماء الراكد » ، محمد رىشهرى ، موسوعة الاحاديث الطبية ، دار الحديث ، 1383 ، ج 1 ص 159 .