فايدهء فصد آن ، رفع ثقل زبان حادث از كثرت خون و اورام حلقوم و قلاع دهان و سلعه را نافع .
طريقهء فصد آن و ساير عروق فم ، آن است كه بعد [ از ] شدّ عنق ، زبان را به خرقهء پاكيزه بالا گرفته كه عِرق خوب نمايان گردد پس به طول بگشايند .
عرق عَنفَقَه : كه عرق دوازدهم است از آنها . و آن ، رگى است كه نزد عَنفَقَه واقع است و عَنفَقَه - به فتح - موهايى را نامند كه ميان لب پايين و ذقن واقعاند و اين موها را به فارسى « بچّه ريش » نامند و چون آن رگ در اين موضع واقع است ، لهذا مسمّى بدان گشته از قبيل تسميهء شىء به اسم محل .
فايدهء فصد آن ، رفع بخر و بد بويى دهان است .
عرق لبّه : كه عرق سيزدهم از آنهاست كه [ در ] اصل ، لبّه لببه بوده كه يك باء را در باى ديگر ادغام نمودند . و آن - به تحريك - نام موضعى است كه التقاء هر دو استخوان چنبرهء گردن در آنجاست و شتر را نحر در همان موضع مىنمايند .
فايدهء فصد آن : رفع امراض فم معده است . و در معالجات آن ، مىگشايند آن را .
عِرقَين المِنْخَرَين - كه چهاردهماند - و آن ، دو رگ باريكاند اندرون سوراخهاى بينى .
فايدهء فصد آنها : رفع [ و ] استخراج رطوبات و خون از عين است . و شايد مرضى را كه به هندى « اهوه » نامند و در بنگاله ، اكثرى را به هم مىرسد - نافع باشد .
طريق فصد آن ، آن است كه : مريض را در آفتاب ايستاده نمايند و هر دو سوراخ بينى او را مقابل آفتاب بدارند و بفرمايند كه حبس نفس نمايد تا آن كه روى او سرخ و آن هر دو عِرق ظاهر گردند ؛ پس فصّاد - از پشت - به مِبضَع و يا به آلتى كه مخصوص براى فصد آن است ، آن را فصد نمايند .
شعبهء پانزدهم : در بيان عروق مفصودهء بَطن
بدان كه عروق مفصوده [ اى ] كه بر بطن واقعاند ، دو رگاند :
يكى : آن كه بر كبد واقع است . و فصد اين ، امراض كبد را نافع است .
دوم : آن كه بر طحال واقع است . و فصد اين ، عِلَلِ سِپُرز را مفيد است .