تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1230

مساهمون:

ص١٢٣٠

آورده

آن ، چهارده‌اند : 1 - عِرقِ جبهه ، 2 - عِرقِ يافوخ ، 3 - عِرقِ صُدغَين ، 4 - عرق ماقين ، 5 - عرق خَلفِ اذُن ، 6 - وِداجَين ، 7 - ارنبه ، 8 - عرق الخشّا ، 9 - چهار رگ ، 10 - عرق باطن ذَقَن ، 11 - عرق تحت اللسان ، 12 - عرق عَنفَقَه ، 13 - عرق اللُبّه ، 14 - عرقين منخرين : عرق جبهه « 1 » : كه عرق اوّل است از آن عروق ، در ما بين حاجبين كشيده [ و ] فايدهء فصد آن ، رفع ثقل سر [ است ] ؛ خصوص كه مايل به مؤخر باشد و ثقل عينين و صداع دائم مزمن و آلام رأس است . طريقهء فصد آن ، آن است كه به احتياط تمام بگشايند تا اذيتى به وترى كه مثل پلك است نرسد و بريده نگردد . و چنان‌چه « مولانا نفيس » در « شرح اسباب « 2 » » در استرخاء جفن نوشته كه « آندروماخس » دختر پادشاه را فصد عرق جبهه نمود و طرف وتر بريده گرديده و چشم او بر هم افتاد و نتوانست كه ديگر بگشايد . عرق يافوخ : كه رگ دوم از آن‌هاست . و آن ، ممتدّ و كشيده شده در وسط سر است [ و ] فايدهء فصد آن ، شقيقه و قروح سر را گويند نافع است . عرق الصُدغين : كه عرق سوم‌اند از آن‌ها و آن دو رگ‌اند كه بر صدغين واقعند . عرق الماقين : كه رگ چهارم‌اند . و آن ، دو رگ‌اند كه بر دو گوشهء چشم واقع‌اند و اين عروق اكثر ظاهر نمىباشند مگر نزد ربط و شَدّ عنق كه چون بر حلقوم خرقه بندند به سختى و يا خرقه اندازند و دو سر آن را جمع نموده پيچ دهند كه به حلقوم بچسبد و زور آورد [ و ] دهن را باز كنند ظاهر مىگردند . فايدهء فصد اين‌ها ، دفع صداع و شقيقه و رمد مزمن و دمعه و غشاوه و جَرَب اجفان و بثور آن و عشا « 3 » است .
هامش
( 1 ) . ب : اما عرق جبهه . ( 2 ) . برهان الدين نفيس بن عوض بن حكيم طبيب كرمانى ، شرح اسباب و علامات ، چاپ سنگى ، تهران ، ص 80 . ( 3 ) . الف و ب : ( غشاء ) آمده اما صحيح ( عشا ) مىباشد .