طريقهء فصد آنها ، آن است كه چون به طريق مذكور ظاهر گشتند مبضع - يعنى نيشتر - را به ملايمت در آنها فرو برند و به سهولت سطح بالاى آنها را بشكافند و بسيار فرو نبرند كه خوف ناسور « 1 » است و سيلان نمىيابد از آنها مگر خون اندكى و اگر احياناً خون بسيار آيد و حاجت به حبس گردد ، صمغ عربى را بسيار نرم سوده برآن بپاشند .
عروق خَلفِ اذُن : كه عروق پنجم از آنهايند و آنها سه عروقاند كه پسِ گوش واقعاند ؛ يكى از آنها ظاهرتر و فايدهء فصد آن ، ابتداى نزول ماء و قروح اذُن مؤخّر رأس را نافع است و مانع سر است از قبول بخارات معده و اكثر اطبّاء ، فصد اين رگها را ابطال نسل مىدانند و ليكن « جالينوس » منكر اين است .
وِداجَين : كه عرق ششماند از آنها و آن دو رگاند بزرگ كه در دو جانب عنق واقعاند .
فايدهء فصد آنها ، ابتداى جذام و خناق و ضيق النفس و ربو حار و بحّة الصوت و ذاتُ الريه و بُهَر كائن از كثرت خون گرم و علل طحال و جنبين « 2 » را نافع است .
طريقهء فصد آن ، آن است كه عليل را بفرمايند كه سر خود را مايل به جانب مخالف عِرق مفصود نمايد ؛ يعنى اگر از جانب راست مطلوب باشد ، گردن را به جانب چپ مايل به پشت خم نمايد و همچنين بالعكس تا عرق متوتّر و كشيده گردد ؛ پس ملاحظه نمايند كه به كدام جهت اشدّ الزوال است [ و ] از ضدّ آن جهت ، رگ را بگيرند و به مبضع ذى شفره بگشايند به طول ؛ زيرا كه ذكر يافت كه عرق شديد الزوال را به مبضع تيز دو دم بايد گشود به طول .
عرق ارنَبَه : كه عرق هفتم است . و آن ، رگى است كه بر سر بينى واقع است نزد ملتقاى غضروفين كه تفرّق آن به مسّ اصبع محسوس مىگردد نزد بلوغ و در بالغين ، به حسّ بصر در مىآيد .
فايدهء فصد آن ، دفع كلف و كدورت لون وجه و انف و بواسير انف و بثور و حكّهء آن مخصوص است . و ليكن گاه در لون وجه حمرت مزمنهء مشابه سعفه احداث مىنمايد [ كه ]
هامش
( 1 ) . ب : ناصور .
( 2 ) . الف و ب : ( جنين ) آمده اما با توجه به متن : ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ص 211 ( جنبين ) صحيح مىباشد .