[ فايده ] : بدان كه فصّاد را لازم است كه چند چيز با او باشد
يكى : آن كه مبضع يعنى نيشتر بسيار داشته باشد بعضى از آنها ذى شفره و بعضى غير ذى شفره تا هر كدام در هر محلّ و مكان مناسب داند به كار دارد . و در فصد عروق زواله - مانند وِداجَين « 1 » - مبضع ذى شفر بهتر است و مراد از ذى شفره آن است كه سر نيشتر از هر دو طرف تيز باشد .
دوم : آن كه چوبى كه موضوع براى قى آوردن است و يا پرى از پر مرغ با خود دارد كه اگر احتياج به قى شود ، به تعجيل و زودى قى فرمايد به آن ؛ تا منجرّ به غشى نگردد ؛ يعنى بعد از فصد اگر تهوّع شود و دل برهم زند ، به زودى قى فرمايد تا ابخرهء آن به قلب نرسد كه موجب غشى گردد . و اگر غشى عارض گردد نيز قى اسرع ترين چيزهاست براى افاقه از آن .
سوم : آن كه دواء المِسك و اقراص المِسك و فادزهر معدنى فايق با خود دارد كه اگر ضعفى و غشى عارض گردد ، به زودى قدرى از آنها به دو بخوراند جهت انتعاش حرارت . و نيز نافهء مُشك ببوياند كه بهترين چيزهاست براى افاقهء غشى و عدم حدوث آن ابتداءً ؛ زيرا كه فصد ، مخوفترين چيزهاست از براى حدوث غشى در بعضى مردم و گاه است كه بعضى را بعد [ از ] غشى افاقه نمىشود ؛ پس لازم است كه به مجرّد ادراك و دريافت علامت غشى به زودى به تدارك آن مشغول گردد تا از غشى بازدارد و اگر عارض گردد ، به حدّ افراط نرسد .
چهارم : آن كه وَبَر ارنَب و دواء الصبر و كندر به دستورى كه ذكر يافت مهيا دارد كه اگر نزف الدمى واقع شود به زودى تدارك آن نمايد به نحو مذكور . و نزف الدم ، اكثر لازمهء جراحت شريانى است و گاهى آورده را نيز عارض مىگردد . و چون دقاق كندر را نرم سوده به پشم خرگوش آلوده در موضع نزف الدم گذارند ، خصوصا وريدى را به زودى حبس مىنمايد .
[ تبصره ] : و ببايد دانست كه عروض غشى در اثناء اخراج دم كم واقع مىشود و اكثر بعد از حبس آن است ؛ مگر هنگامى كه افراط در اخراج شود و يا ابخرهء صفراويه در بدن
هامش
( 1 ) . الف : دواجين .