و بدان كه در اشخاص لاغر ضعيف البدن ربط را محكم نبندند كه باعث خلأ عروق و منع ظهور آنها مىگردد ؛ بلكه اندك ملايم بندند و بعد [ از ] شَقّ ، باز ملايم سازند تا خون بىمزاحمت اخراج يابد ؛ به خلاف مردم فربه كه استحكام ربط باعث ظهور عروق به سبب امتلاء آن مىگردد . و بعضى فصّادان جهت عدم احساس به وجع ، تخدير « 1 » مىنمايند به آن كه رباط را به قوّت مىبندند و ساعتى هم چنان مىدارند . و اين امر اگر مفضى « 2 » به اذيت كثيره نگردد ، باكى ندارد . و بعضى جهت تقليل وجع ، مبضع را به روغن چرب مىنمايند ؛ چنانچه ذكر يافت و اين ، هر چند باعث قلّت وجع است و ليكن باعث بطوء التحام است .
و هرگاه رگهاى مفصوده ظاهر نباشند و شعبههاى آنها ظاهر باشد ، بايد كه دست بر آنها بمالند بر سبيل مسح ؛ پس اگر خون به سبب ماليدن در آن شعبه منصبّ گردد و آن را منتفخ گرداند ، آن را بگشايند و الّا نگشايند .
[ فايده ] : و چون ارادهء غَسل نمايند ، بعد از آن بگذارند تا به حال اصلى آيد و رفادهء مهندم كُروى الشكل « 3 » بر آن گذاشته به عصابه ببندند ؛ چنانچه « شيخ الرئيس « 4 » » فرموده و « قرشى » در شرح آن نوشته كه : اين بر تقديرى است كه تثنيهء فصد مطلوب باشد و الّا مثلّث شكل و يا مربّع بهتر است .
و بهترين خرقهها جهت رفاده ، كتانى است ؛ به جهت آن كه به تجفيفى كه دارد اعانت مىنمايد بر سرعت التحام . و به جهت تبريدى كه دارد ، مانع ورود موادّ مىگردد بدان . و هر گاه در موضع نيشتر شحم ميل نمايد ، واجب است كه آن را به رفق و ملايمت كناره نمايند تا مانع التحام نگردد و قطع آن ننمايند كه جايز نيست ؛ جهت آن كه خوف تقيح « 5 » موضع شَقّ است و هر گاه شحم كناره نگردد و قطع آن ننمايند ، تثنيهء آن نتوان نمود .
هامش
( 1 ) . ب : تحذير .
( 2 ) . الف : مقضى .
( 3 ) . الف : منهدم كرى الشكل .
( 4 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ص 209 .
( 5 ) . ب : تفتيح .