نخود در آن ظاهر گردد تا آن كه محلّ ربط و ماليدن به دست آن تحليل نرود نبايد گشود .
نيز بدانند كه زير باسليق عصبهء عضله [ اى ] نيز واقع است [ و لذا ] احتياطِ اين هر دو نيز لازم است كه به آنها آسيبى نرسد .
بدان كه در موضع فصد اين اختلاف است ؛ « شيخ الرئيس « 1 » » در ابتداى بيان عروق مفصوده نوشته كه ما فوق مابض بگشايند و « قرشى » در شرح خود نيز نص بدين نموده چنانچه در بيان قيفال نيز ذكر يافت . و نيز شيخ الرئيس « 2 » در ذكر باسليق تصريح نموده كه هر چند فصد آن از ما بض ، منحطّ و پائينتر واقع شود بهتر است و « صاحب ذخيره « 3 » » نيز چنين گفته . و در توفيق ميان هر دو قولِ شيخ الرئيس - رحمه اللّه - مىتوان گفت كه آنچه در ذيل باسليق نوشته كه پائينتر از مابض بگشايند ، مخصوص به حالتى است كه شريان در كنار آن باشد ؛ جهت آن كه عِرق مذكور چون از مابض فروتر آيد ، شريانى كه در جَنب آن است از آن دور تر مىشود . در اكثرِ وثوق ، كلام شيخ كه آن اسلم است نيز دلالت بر اين معنى مىنمايد و آنچه در ابتداى بحث عروق مفصوده فرموده ، در صورتى است كه شريان در جنب آن نباشد ؛ پس تناقض نشد . باقى العلم عند اللّه .
اگر جراحت به شريان رسد ، به زودى رباط را بگشايند و دقاق كندر و دم الأخوين و صبر و مر ، اجزاء برابر ، و ربعِ وزن يك جزء قلقطار و زاج داخل نموده ، بسيار نرم سُوده ، به پشم خرگوش سرشته ، حَبّ ساخته ، در شكاف آن بگذارند و آب بسيار سرد بر آن بريزند . و بالاتر از موضع نيشتر را ببندند . و عصابه بر موضع شق به نحوى كه باعث حبس و ردع خون گردد بدون اذيت و تا سه روز نگشايند و بسيار حركت ندهند و چيزى برندارند ، بلكه بر تكيه و بالشى گذارند و ادويهء قابضه تضميد نمايند تا زمانهء صحّت .
علامت رسيدن نيشتر به شريان آن است كه خون رقيق اشقر با جهندگى برآيد و نبض مطلق ميل به ضعف ننمايد و اكثرِ فصّادان در اين حالت شريان را به طرفى نمايند تا متقلّص و به هم كشيده شود و گوشت بر آن برويد چون حبس گرديد ؛ چنانچه در
هامش
( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر . بيروت ج 1 ص 208 .
( 2 ) . همان منبع .
( 3 ) . سيد اسماعيل جرجانى ، ذخيرهء خوارزمشاهى ، افست ، بنياد فرهنگ ايران ، ص 196 .