بعضى در وجه تسميه اين را « باسليق » گفتهاند كه چون آن اتّصال به قلب و دماغ و ريه و حجاب و صدر دارد و اينها رئيس شريفاند و لهذا شرافت دارد از رگهاى ديگر كه از كبد روييدهاند و از اين جهت مشابهت به سلطان عظيم الشأن دارد . « 1 » و باسِليق نيز اسم پادشاه عظيم الشأن است بدين مناسبت بدان موسوم نمودهاند .
فايدهء فصد آن ، بيش تر تنقيهء دم از كبد و طحال و جَنب و ريه و صدر و وركين و ركبه و ساق و قدم و بالجملة جميع اعضاء ما تحت عنق مىنمايد .
طريقهء فصد آن ، آن است كه بعد از شَدّ به نحو مذكور در قيفال تفحّص نمايند كه شريان در كدام جهت آن است ؟ در تحت آن است كه اكثرى است و يا در يك جَنب و يا هر دو جنب آن ؟ پس اگر شريان تحت باسليق است فقط ، مبضع را فرو برند و سطح بالاى عِرق را از طول بشكافند كه به سطح زيرين و شريان آسيبى نرسد ، چه جاى شريان . و اگر به دو طرف آن شريان واقع است ، احتياط نمايند كه نيشتر مورّب نرود كه به شريان آسيبى برسد .
ببايد دانست كه عند الربط اگر انتفاخى در رگ به هم رسد - و اين انتفاخ گاهى از باسليق و گاهى از شريان مىباشد و هر نوع كه باشد - بايد كه رباط را بگشايند و موضع انتفاخ را به رفق و ملايمت بمالند و باز ببندند . و اگر عود نمايد ، باز بگشايند و به ملايمت بمالند و ببندند و همين قسم تا انتفاخ آن زائل گردد . و اگر در صرّه زردچوبه كوبيده ، گرم نموده ، آن موضع را به آن تكميد نمايند به ملايمت چند مرتبه و همچنين اگر موضع سرخ و كبود گردد و اگر اين تدابير سودى نبخشد لا بُد فصد ابطى نمايند .
نيز ببايد دانست كه اكثر به سبب ريح غليظ يا به سبب ربط و انتفاخ ، جهندگى شريان بسيار كم مىگردد و شبيه بهوريد مىنمايد فصّاد غلط نموده و آن را مىگشايد و لهذا لازم است كه قبل از ربط ، تفحص شريان نمايند و معين كرده بلكه به نقطهء سياهى نشان نمايند كه از نظر نرود و بعد از آن بسته فصد نمايند تا از خطا محفوظ و مأمون مانند . و اين امر ، مخصوص به فصد باسليق نيست ؛ بلكه هر رگى كه باشد و عند الربط شبيه به
هامش
( 1 ) . ب : دارند .