جهت كثرت اخراج خون كه مركب آن است و به جهت توجّه طبيعت و ارواح و قوا نيز بدان جانب و لهذا حدوث غَشى در آن اسرع و اكثَر واقع مىشود ، پس ملاحظهء اين را نيز « 1 » بايد نمود .
شعبهء هفتم : در احكام فصد به حسب حمّيات
و اين نيز مشتمل بر چند قانون است
[ قانون ] اوّل : آن است كه در حمّيات شديدة الالتهاب و در ابتداى حمّيات غير حادّه و در ايام دورِ آنها ، اجتناب از فصد واجب است ؛ امّا در حمّيات شديدة الالتهاب ؛ به جهت چند امر :
يكى ، آن كه در چنين حمّيات ، صفراء غالب مىباشد نه خون ؛ پس اسهال واجب باشد نه فصد .
دوم ، آن كه اخراج خون درين حمّيات ، باعث مزيد التهاب مىگردد ؛ به جهت سخونت صفرا ؛ به سبب تنقيص مقاوم آن كه خون است به رطوبت خود .
سوم ، آن كه در چنين حمّيات ، قوا به تحليل مىروند و فصد نيز باعث تحليل و تنقيص قوا است و لهذا جايز نيست . و اجتناب از فصد در ابتداى جميع حمّيات غير حادّه به جهت آن است كه اگر اين حمّيات بى غلبهء خوناند ، وجه « 2 » اجتناب ظاهر است و اگر با غلبهء خوناند ، چون مادّهء اينها غليظ مىباشد و ظاهر است كه اخراج خون موجب برودت است و برودت ، موجب مزيد غلظت ؛ خصوصاً كه خون بسيار گيرند . و امّا اگر قدر قليل بگيرند ، منافاتى ندارد بلكه باعث خفّت و سبكبارى طبيعت شده [ و ] استيلا بر مرض مىيابد و زود نضج داده مندفع مىگرداند .
و امّا هر گاه در حمّيات غير حادّه مادّه نضيج مىباشد به جهت استيصال آن ، [ اگر [ فصد نمايند نفع بليغ بخشد ؛ به جهت آن كه فصد ، استفراغ كلّى است ؛ چنانچه ذكر يافت ؛ خصوصاً هنگامى كه خون غالب باشد .
هامش
( 1 ) . ب : ( نيز ) حذف شده .
( 2 ) . ب : جههء .