تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1198

مساهمون:

ص١١٩٨
دوم ، آن كه مبادا افراطى در خروج دم به هم رسد و بدان سبب ضعف شديد عارض گردد و ليكن هر گاه از اين دو امر خاطر جمع باشد و حاجت داعى گردد - هر چند غير قوى باشد - فصد بايد نمود و به مقدار حاجت و ضرورت اخراج خون نمود . [ قانون ] ششم از آن قوانين ، آن است كه هر گاه به سبب ظهور علامات « 1 » امتلاء خواهند كه فصد نمايند ، واجب است كه اوّلًا تأمّل نمايند و دريابند كه امتلاء از خون است يا از اخلاط بلغميه نيهء « 2 » خام ؟ زيرا كه اگر از اخلاط خام باشد و فصد نمايند ، ضرر بسيار حاصل گردد ؛ بلكه خوف هلاكت است ؛ پس در اين صورت بايد كه انتظار نضج نمايند و بعد از آن فصد فرمايند . و اگر امتلاء دموى صرف باشد ، محتاج به نضج نيست به مجرّد ظهور آثار غلبهء آن فصد جايز است . و ببايد دانست كسانى را كه سوداء بر مزاج غالب و تمدّد در بدن ايشان « 3 » عام ، باشد ايشان « 4 » را فصد نمودن اوّلًا و بعد از آن مسهل دادن ، انفع است . [ قانون ] هفتم از جملهء قوانين ، آن است كه هر گاه خون در بدن فاسد گردد در مقدار اندك باشد و فصد لازم « 5 » شود ، واجب است كه به حسب آن خون ، كم نمايند از فصد و بعد از آن به غذاهاى محمود تقويت نموده و مهلت داده باز اعادهء فصد نمايند . و به همين دستور تكرار فصد مىنموده باشند تا آن كه خون فاسد مستخرج گردد و خون جيد صالح محفوظ ماند ؛ زيرا كه از شأن طبيعت حاميهء بدن است كه دم صالحه را محفوظ مىدارد و نمىگذارد كه استخراج يابد و همگى توجّه او بر دفع خلط فاسد ردىء مىباشد ؛ مگر آن كه فاسد ، شديد الغلظة و لزوجت باشد كه در اين صورت اقتدار بر دفع آن نمىيابد . [ قانون ] هشتم از قوانين مذكوره ، آن است كه هر گاه خون در بدن شخصى مايل به عضو خاص باشد و مَيلان آن بدان عضو موجب آفت عظيم بوده و بدان سبب فصد لازم
هامش
( 1 ) . ب : علامت . ( 2 ) . ب : ( نيهء ) حذف شده . ( 4 و 3 ) . الف : اوشان . ( 5 ) . الف : ( لازم ) حذف شده .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1198 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى