تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1196

مساهمون:

ص١١٩٦
[ قانون ] پنجم از جملهء قوانين ، آن است كه زنان حامله و حايض را حتّى المقدور فصد نفرمايند . و امّا نزد ضرورتِ قوى و شدّت حاجت ، تجويز نموده‌اند در زنان آبستن ؛ به جهت آن كه خوف اسقاط است ؛ زيرا كه اخراج دم باعث فقد غذاى جنين و باعث ضعف آن مىگردد و طبيعت ، بنا بر آن نمىتواند كه جنين را مستقلّ و محفوظ دارد ؛ لهذا اسقاط مىنمايد . و هم‌چنين هر استفراغ قوى و تقليل غذا و تغذّى به اشياء قليلة التغذيه در حكم فصداند و باعث اسقاط و لهذا ممنوع‌اند ؛ و ليكن اكثر وقوعِ اسقاط ، استفراغِ قبل از ماه رابع و بعد از سابع است ؛ به خلاف فصد كه موجب اسقاط ، هنگامى است كه جنين بزرگ شده و ثقلى به هم رسانيده باشد كه در اين صورت ، احتياجِ آن به غذا بيش تر و از فقد آن حدوث ضعف نيز بيشتر و ثقل آن زياده ؛ به سبب حدوث برودت در آن و لهذا طبيعت از احتمال آن باز مىماند و اسقاط مىنمايد . پس [ به اثبات ] رسيد كه ضرر فصد قبل از شهر رابع از تكوّن كم تر مىباشد به شرط آن كه سبب اسقاط ، محض فقدان غذا باشد ، به خلاف استفراغات ديگر كه علّت اسقاط در آن‌ها بيش‌تر [ از ] حدوث اضطراب در بدن و قلّت تشبّث طبيعت به رطوبت است ؛ به جهت آن كه جذب دواى مستفرِغ رطوبات را شك نيست كه قبل از رابع و بعد از سابع ، تعلق جنين با رحم ضعيف مىباشد قبل از رابع ؛ به جهت آن كه هنوز تمكن نيافته جنين در رحم [ و ] تقويتى به هم نرسانيده و عروق رابطه آن مستحكم نگشته . و بعد از سابع ، به جهت آن كه جنين ثقل به هم رسانيده و عروق و شظاياى مربوطهء آن به تدريج ضعيف مىگردند . و لهذا جالينوس گفته حال جنين قبل از رابع مانند حال ثمرهء نو رسيده است و بعد از سابع مانند ثمرهء رسيدهء پخته و ظاهر است كه در اين وقت ، ثمره را با شاخه تعلق و استحكام بسيار نمىباشد و لهذا به اندك حركتى ساقط مىگردد و مىافتد . و بدان كه ايجاب قىء اسقاط را نسبت به اسهال بيش تر است ؛ به جهت انزعاج حركت قىء علايق جنين و ايجاب اسهال اسقاط را زياده از قىء ؛ به جهت تحريك موادّ به جانب اسفل كه جانب رحم است و به سبب قرب ، اثر آن به رحم بيش تر