و اگر محصور در عضوى مخصوص باشد مانند آن كه در نقرس و اوجاع مفاصل و مانند آن مىباشد ، كه در اين صورت انتظار نضج ، لازم و واجب است تا آن كه به قوام معتدل آيد و به فصد اخراج تواند يافت ؛ جهت آن كه خون رقيق كه محصور در عضو باشد در خلل آن متشرّب مىگردد و انفصال آن از آن متعسّر مىباشد ؛ پس فصد و اخراج مادّه آن باعث زيادتى شرّ « 1 » و فساد مىگردد ؛ زيرا كه مادهء محصوره مندفع نمىگردد بلكه مادّهء صالحهء غير محصورهء مطلوبه .
پس از اين تقرير مبين « 2 » گشت كه اعتبار نضج در فصد ملحوظ نيست مگر هنگامى كه مقصود استيصال خون زائد فاسد باشد و با وجود آن ، خون ، غليظ و يا لزج و يا رقيق متشبّث متشرّب به عضوى مخصوص باشد . و در غير اين صورت ، اعتبار نضج لازم نيست ؛ بلكه بلا تمهّل و تأخير فصد نمايد ؛ هر چند اطبّاء را در اعتبار وجوب نضج و عدم آن در فصد اختلاف است و ليكن آنچه مختار و تحقيق است ، اين بود كه ذكر يافت .
شعبهء پنجم : در بيان آن كه مبادرت به فصد قبل از نضج ، كسانى را كه مستعدّ حدوث امراض دمويه باشند جايز و لازم است
ببايد دانست كه مستعدّين حدوث امراض دمويه از قبيل صرع و سكته و ماليخوليا و خوانيق و اورام احشا و نقرس و عِرق النِسا و اوجاع مفاصل و غيرها را قبل از حدوث ، لازم است ؛ ليكن بايد قبل از حدوث ، مادّهء آنها ردائت نيافته و قوام آن از حدّ اعتدال بسيار منحرف نگشته و اخراج آن با عدم مانع سودمند [ است ] .
و اگر بقيهء از آن بعد [ از ] اخراج باقى ماند ، طبيعت در اصلاح آن كفايت مىنمايد به سهولت ؛ زيرا كه بدن در آن حالت هنوز مريض نگشته ؛ به خلاف آن كه مرض حادث گردد كه در اين صورت مبادرت به اخراج آن نبايد نمود قبل از نضج ؛ بلكه منتظر نضج بايد بود . و امّا در ماليخوليا جهت آن كه خون در آن غليظ سوداوى مىباشد و در علل ديگر ، خون محصور در عضو مخصوص مىباشد و در اين حالت ، بى نضج فصد نبايد نمود - چنانچه ذكر يافت - .
هامش
( 1 ) . ب : شروع .
( 2 ) . ب : تبيين .