دفعه و در ضعفا و اطفال از سه رتى تا پنج رتى و دو رتى و يك رتى به حسب مزاج و سنّ و عادت به تنهايى و يا با آنچه مناسب دانند . و گويند حَبّ مركّب با مساوى آن صبر كه حبوب سازند هر حبّى به قدر فلفلى و نخودى شربتى از سه حَب تا هفت حَب به حسب قوّت و سنّ و مزاج و مرض فرو برند و بدرقهء آن عرق رازيانه و در ادويهء مفرده و خاتمهء قرابادين كبير مفصّل ذكر يافت .
علكُ الانباط : گرم و خشك [ و ] ملين بطن است . چون بگيرند مقدار « 1 » يك بندقه و تا يك جوزهء از آن و ناشتا بخورند تنقيهء احشا نمايد و گرده را جلا دهد بدون اذيت .
غافث : گرم در اوّل و خشك در دوم و بعضى معتدل گفتهاند و بعضى سرد . گياه و عصارهء آن ، مسهلِ مرّهء محترقهاند و بيشتر ، مستعمل عصارهء آن است . مقدار شربت از گياه آن از سه درهم تا پنج درهم و از عصارهء آن نيم مثقال است .
غاريقون : گرم در اوّل و خشك در دوم [ است و ] ذَكَر و انثى مىباشد . بهترين آن ، سفيد انثى . سفيد بيش [ از حد ] سريع التفرّك آن كه در آن زردى و چوب و خشونتى نباشد و صلب و سياه آن ، ردىء بلكه سياه آن قاتل .
و ذكَرِ آن ، جيد و مستعمل نيست . انثى و جيد آن ، مسهلِ بلغم بيشتر از سوداست « 2 » و همچنين مسهلِ سوداء بيش تر از صفراست و منقّى فضول دماغ و اعصاب است بالخاصّيه و فضول ريه نيز و مقطّع و مسهل اخلاط غليظهء كدره .
و از اين جهت مقوّى قلب و مفرّح است و مفتّح سُدَد و معِين ادويهء سهله و رسانندهء آنها به اقاصى بدن و صاف كنندهء حواسّ و صرع و رَبو و حميات مختلفه و « 3 » عتيقه را نافع . مقدار شربت آن از دو دانگ تا يك مثقال و آن ، بطىء الإسهال [ است و ] محتاج به سوى اصلاح بيشتر است از آن كه اختيار نمايند جيد آن را و گفتهاند كه در بلاد روم قوىتر و بيش تر مىباشد اسهال آن از بلاد ديگر .
هامش
( 1 ) . الف : ( مقدار ) حذف شده .
( 2 ) . ب : اسود است .
( 3 ) . ب : ( و ) حذف شده .