صاف كرده با ده درم شكر بياشامند . و گفتهاند : استسقاء زقّى و لحمى را با قدرى صَعتَر و ملح نافع است .
لبلاب : گرم وتر در دوم و جالينوس در دوم سرد و خشك گفته . و كبير آن ، مركّب القوى است با لزوجت [ و ] مسهلِ صفراء [ است ] به رفق . و مستعمَل ، آب آن است به قدر نيم رطل صافى نموده غير جوشانيده با بيست درهم شكر سرخ يا « 1 » پانزده درهم مغز خيارشنبر حل نموده در آب گرم كه قوّهء اسهال آن در اين هنگام قوى مىگردد . قولنج و سرفهء حادث از حبس طبيعت و اورام احشا و صاحبان كبد حار را نافع .
لبنى : كه ميعهء سائله باشد . گرم در اوّل و خشك در دوم ، مسهل بلغم بدون اذيت . مقدار شربت آن يك مثقال با عِلكُ الانباط و با « 2 » صمغ بادام است .
ماء الجبن : به انواع مىباشد [ و ] صنعت آن در « قرابادين كبيرِ » اين فقير به تفصيل ذكر يافت . مستفرِغ اخلاط مختلفه و امراض متنوّعه را نافع . و بالجملة ، دواى شريفى است و در استفراغ اخلاط كه معادله به آن نمىنمايد دوايى .
ماءِ رُمّانَين : يعنى آب انار شيرين و ترش كه فشرده باشند با شحم داخلى آن . مسهلِ صفراء و مقوّى معده و امراض حارّه را نافع . مقدار شربت آن نيم رطل با بيست درم شكر . و پوست بيخ انار ، مُخرِج ديدان و حبّ القرع است خام « 3 » .
ماء السّلق : يعنى آب چغندر باعث انحلال طبيعت و اخراج آنچه در امعاست از اثفال كه جوش دهند در آب و بياشامند از طبيخ آن پنجاه مثقال با قدرى شكر .
ماء القاقلى : مسهل ماءِ اصفر است بالخاصّيه به رفق بدون اذيت . مقدار شربت آن نيم رطل غير جوشانيدهء آن است .
مازريون : گرم و خشك در چهارم با حدّت بهترين آن ، كبير الورق نازك شبيه به برگ
هامش
( 1 ) . ب : با .
( 2 ) . ب : يا .
( 3 ) . در كتاب مخزن الأدويهء مؤلف چنين آمده : « آشاميدن سائيدهء آن به قدر يك درهم با آب گرم در دفع كرم معده و حب القرع بىعديل و طبيخ از بيخ انار در اين باب از مجربات است » .