تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1116

مساهمون:

ص١١١٦
و يا آن كه چند روزى امساك نمايد از اكل و شرب و يا آن كه خواب زياده نمايد ؛ به جهت آن كه در هنگام خواب اگر اخلاط قابل نضج‌اند ، نضج يافته متفرّق و منتشر مىگردند و تحليل مىآيند و مندفع مىگردند . و اگر قابل نضج نيستند ، مندفع مىگردند ؛ به جهت كثرت تحليل كه در خواب مىباشد به سبب اجتماع قوا و ارواح و حرارت غريزيه در باطن ؛ خصوصاً كه در حالت صوم باشد و چون بسيار گردد محلّلات مادّه و كم گردد واردات بر آن ، زائل مىگردد امتلاء و ليكن اين را زمان طويلى و ايام بسيارى مىبايد و به زودى حاصل نمىگردد و شك نيست كه بدن در اين مدّت به سبب امتلاء ، سوءِ مزاجى به هم رساند كه مستعد مىگردد براى امراض ؛ پس سزاوار است كه تدارك سوءِ مزاجِ موجبِ آن امتلاء را در مدّت صوم و نوم نموده شود تا حاصل گردد از آن تعديل كمّيت اخلاط و تعديل كيفيت مزاج . [ فايده ] : و بدان كه تقليل نمىيابد امتلاء به سبب حركات مفرط ؛ به جهت آن حركات ، مسخِّن اخلاط و مخلخِل و متفرِّق « 1 » و منتشر كنندهء اخلاطاند در بدن ؛ پس زياده مىگردد از اين جهت امتلاء ؛ و به جهت آن كه حركات ، محلِّل قواى « 2 » اعضايند نيز . [ فايده ] : و گاه استفراغ نموده مىشود به مجفِّفات نزد استعمال آن‌ها از خارج ؛ مانند خواب كردن بر رمل - خصوص كه گرم باشد - براى مستسقى ؛ به جهت آن كه استفراغ مىنمايد به سبب جذب خود ، رطوبات قريبه به جلد را و به جهت ضرورت خلاء ، رطوباتى كه داخل‌تراند از آن ميل مىنمايند به سوى جلد و آن‌ها نيز تحليل مىيابند و همچنين تا به اعماق بدن تأثير مىنمايد . [ فايده ] : و گاه محتاج مىشود در استفراغ به سوى ادويهء مناسبهء خلطِ مستفرَغ در كيفيت وقتى كه يافته نشود دوايى كه استفراغ نمايد مادّه را به مضادّه در كيفيت ؛ زيرا كه معالجه به ضدّ است ؛ مانند محموده كه حارّ يابس است در اسهال صفراء و نسبت به سوى آن موافق مزاج آن است ؛ پس در اين هنگام ، بايد كه تعديل نمايد تركيب آن را به چيزى كه موافق و مُعِين آن باشد در اسهال و مُعِين آن باشد در فعلِ مقصود از آن و تعديلِ
هامش
( 1 ) . ب : مفرّق . ( 2 ) . الف و ب : ( قوى ) آمده و به هر دو صورت ( قوى و قوا ) مىتوان خواند اما ( قواى ) صحيح‌تر است .