تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1105

مساهمون:

ص١١٠٥

و نيز سزاوار است كه در هر استفراغ ملاحظهء پنج امر نمايد

اين امور ، تفصيل بعض امورى است كه مجملًا ذكر يافت : امر اوّل : آن كه اخراج نمايد چيزى را كه به بدن ايذا مىرساند به كميت و يا كيفيت خود ؛ زيرا كه گاه است كه در بدن اخلاط زائده به حسب كمّيت ايذا مىرسانند « 1 » به امتلاء و تمديد اوعيه و باعث انغمار ارواح و قوا و حرارت غريزيه مىگردند و مأمون از انصداع و انخراق و عَرَق و سيلان خون به مخانق و غيرها نيست و يا به كيفيت خود ؛ به آنكه در آن ، كيفيت رديئه به هم رسد و بدان سبب ايذا رساند به بدن به سبب سوءِ مزاج و انقهار قوّه و صاحب آن ، خطرناك [ و ] از امراض عفونى مىباشد . [ و ] علاج هر يك آن‌ها استفراغ ، به حدّ لايق است تا آن كه بدن ، نقا يابد و سالم مانَد از آفات و امراض . امر دوم از آن‌ها ، آن كه بايد كه اخراج اخلاط كثيرهء مجتمعه در كثرت استفراغ ، به حدّى و مقدارى باشد كه بدن ، متحمّل آن تواند گرديد و بعد از آن ، ضعف و يا غشى طارى نگردد . و در قلّت نه به حدّى باشد كه هيچ فايده بر آن مترتّب نگردد . و بايد كه طبيب به هَول و خوف نيفتد از كثرت اخراج اخلاط به استفراغ ؛ به جهت آن كه گاه است كه امتلاء به حدّى است كه تا اخراج نيابد « 2 » فضول ، نقا حاصل نمىگردد ؛ بلكه مادام كه استفراغ خلط از جنسِ چيزى است كه سزاوار است كه استفراغ يابد و مريض متحمّل آن گردد و از آن خفّت و راحت يابد و به سهولت مندفع گردد و به اندفاع آن قَلَق و كرب و اضطراب او كم گردد و راحت و آرام و سكون يابد ، بايد كه خوف ننمايد از افراط آن . و همچنين چون اخلاط بسيار باشد و قدرى تنقيه و اخراج يابد ، بساست كه به سبب تحريك و هيجان مواد ، اعراض زياده گردد ، بايد كه ازين نيز مشوّش و مضطرب نگردد و ملاحظهء علامات و دلائلِ غلبهء اخلاط نموده ، باز به تنقيه پردازد « 3 » ؛ زيرا كه چون نقاى تامّ يافت ، اعراض [ هم ] تسكين و زائل مىگردند ؛ و صحّت حاصل مىگردد بلكه بساست كه
هامش
( 1 ) . ب : مىرساند . ( 2 ) . ب : بسيار نيابد . ( 3 ) . ب : پردازند .