تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1099

مساهمون:

ص١٠٩٩
مخالفت نمايد « 1 » ، متعذّر مىگردد تدبير ؛ مثلًا فضول دماغيه را به ادويه [ اى ] نمايد كه صعود نمايند به دماغ به مثل شحم حنظل و صبر و غاريقون و اسطوخودوس و مانند اين‌ها . و فضول معده را به فيقرا و حبوب متَّخذه از آن و به طبخ وَرد افسنتين با صبر و ايارج هنگامى كه اخلاط داخل جِرم معده باشند ؛ به تخصيص كه گرم باشند و فضول كبد را به اشياء لينه مانند آب لبلاب و امثال آن و فضول طحال را به ادويهء مستفرغهء « 2 » سودا ؛ مانند افتيمون و بسفايج و غاريقون و خربق اسود . و فضول مفاصل را به مانند سورنجان و ماهيزهرج و همچنين فضول هر عضوى را به ادويه [ اى ] كه به آن مختص‌ّاند .

امر يازدهم : مراعات جوهر خلط مستفرغ است

كه اخلاط رقيقه مانند صفراء را به يك دفعه و اگر بقيه ماند ، لا بُد به دو دفعه استفراغ نمايد . و اخلاط غليظه متشبثه « 3 » را مانند سوداء و يا بلغم لزج را به دفعات و بعد از مُنضِجات لايقه ؛ تا آن كه آن چه مندفع گردد و اخراج يابد ، براى اخراج مابقى مُعَدّ « 4 » باشد . و چون اخلاط مخلوط با خون باشند و خون نيز زائد بر مقدار طبيعى باشد ، اگر متساوى در مقدار باشند ، آن هنگام واجب است كه مبادرت به فصد و يا حجامت و يا ارسال علق نمايد به حسب احتياج عام و يا خاص و خون كم نمايد ؛ زيرا كه با خون اخلاط ديگر نيز مستفرَغ و مندفع مىگردند و بعد از آن متوجّه مسهل گردد ؛ جهت آن كه استعمال مسهل قبل از فصد بساست كه موجب حمّى و اضطراب مىگردد . و امّا اگر اخلاط لزجهء بارده ، باشند بساست كه از فصد زياده مىگردد غلظت و لزوجت آن‌ها ؛ پس در اين صورت واجب است كه اوّلًا اسهال نمايد و بعد از آن فصد . و همچنين هر گاه خلط زياده از خون باشد ، ابتدا استفراغ آن خلط نمايد تا آن كه با خون متساوى گردد ؛ پس فصد نمايد . و بعد از آن باز استفراغ . و سزاوار است كه تأخير
هامش
( 1 ) . الف : ( نمايد ) حذف شده . ( 2 ) . الف : متفرغه . ( 3 ) . الف : متشبه . ( 4 ) . ب : معده .