تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1097

مساهمون:

ص١٠٩٧
درجهء اعتدال و حدّ وسط را مرعى دارد ؛ بلكه اولى آن است كه در صورت شدّت حرارت و يبوست ، أوّلًا تبريد و ترطيب نموده پس استفراغ فرمايد و بعد از آن نيز تبريد و ترطيب به قدر احتياج . و اگر به تدابير ديگر اصلاح تواند نمود كه احتياج به استفراغ نگردد بهتر است ؛ زيرا كه به سبب استفراغ ، رطوباتِ غاذيهء جيدهء مطلوبه نيز اخراج و تحليل مىيابند و حرارت و يبس و ضعف استيلا مىيابند .

امر هفتم : مراعات اعتدال مزاج است

اين ، راجع به مزاج طبيعى اصلى است . و بالجملهء ، مزاج در كمال فرط حرارت و يبس و يا فرط برودت و قلّت خون ، همه مانع استفراغ‌اند ؛ به جهت آن كه در مزاج حارّ يابس رطوبات غاذيه و ارواح كم مىباشند . و همچنين در مزاج بارد قليل الدّم . و استفراغ ، موجب زيادتى تقليل آن‌ها و كثرت حرارت و يبس است ؛ پس معالجه و اصلاح به نحو ديگر اگر ممكن باشد بهتر است و إلّا أوّلًا ترطيب و تبريد مزاج فرموده ، پس استفراغ به رفق و مدارا به ادويهء لايقه نمايد . و بعد از آن باز تبريد و ترطيب فرمايد و اغذيهء مولّدهء خون جيد صالح بخورانَد و در مزاج حارّ رطب ، رخصت استفراغ است ؛ جهت آن كه توليد خون در آن بسيار مىباشد كه اگر چيزى از آن ناقص گردد به استفراغ تدارك و تلافى آن ممكن است . و همچنين در مزاج بارد رطب نيز مجوِّز است به حدّ لايق .

امر هشتم : مراعات سحنهء مريض است

اشخاص قحلِ « 1 » خشكِ باريكِ اندامِ لاغر ؛ خصوص كه گردن اوشان بلند و باريك و شانه‌هاى اوشان « 2 » برآمده باشد كه « مجنَّح » نامند ، استفراغ - خصوصاً مسهلات قويهء حارّهء حادّه - ايشان را مضرّ است ؛ خصوصاً در امراض صدريه و آلات تنفّس كه منجرّ به سِلّ و دق مىگردد به زودى ؛ به جهت آن كه در ابدان ايشان رطوبات كم مىباشد و مسهلات چنانى لا محاله محلِّل و مقلِّل رطوبات و ارواح‌اند و مستعد مىگردانند ريه و قلب ايشان را
هامش
( 1 ) . الف و ب : ( فحل ) آمده اما به نظر مىرسد ( قحل ) صحيح است . ( 2 ) . ب : ايشان .