تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1095

مساهمون:

ص١٠٩٥

امر چهارم : مراعات ازمنهء مرض است

كه ملاحظه نمايند كه اگر در ابتدا است ، استعمال استفراغ نمايند هنگامى كه بدن ممتلى باشد و خوفى از استفراغ نباشد و به تخصيص كه اخلاط در هيجان باشند و قوّه قوى باشد ، و امّا وقتى كه مادّه متشبّث به بدن باشد صبر نمايند تا آن كه نضج يابد . و اگر در تزائد است ، بايد كه استفراغ نمايند به رفق و مدارا . و اگر در انتها كه وقت مجاهدهء طبيعت با علّت است ، استفراغ ننمايند و در انحطاط كه حاصل مىگردد در آن ايمنى از مرض و وقت نهايت ضعف است ، استعمال استفراغ نيز ننمايند .

امر پنجم : مراعات قوّت و ضعف مرض و مريض است

اگر مرض قوى و مريض نيز قوى المزاج است ، در هنگام احتياج مبادرت به استفراغ بايد نمود به ادويهء قويه و يا متوسّط . و همچنين ساير تدابير . و اگر قوّه ضعيف است - هر قوّتى كه باشد - با وجود احتياج مبادرت به استفراغ به دستور در استعمال ادويهء قويه نبايد نمود . و اگر مرض و مريض هر دو ضعيف‌اند ، تدبير آن را « 1 » نيز به ادويهء ضعيفه بايد نمود . مراد از ضعف قوّه ، ضعف حقيقى است كه از اطالت مرض و يا كثرت فاقه و چيزى نخوردن و يا پيرى و يا طفوليت باشد ؛ به خلاف ضعفى كه از شدّت بيمارى و غلبهء اخلاط و انغمار قوا تحت موادّ به هم رسيده باشد . و بعضى اختصاص داده‌اند ضعف قوّه را به ضعف قوّت حركت ؛ جهت آن كه قوّهء حس در اين ضعيف نمىگردد ؛ بلكه هنگامى كه مبالغه در استفراغ نمايند ضعيف مىگردد به سبب عروض جفاف به حدّ افراط كه در آن صورت دشوار است تدارك آن . و در صورت اوّل ، تنقيهء مادّه باعث كمال ضعف و افناء قوّه است ؛ لهذا تنقيهء آن نبايد نمود . و در صورت ثانى ، باعث تقويت قوا است به سبب ازالهء سبب مضعفه ؛ زيرا كه ضعف به جهت انغمار قوّهء تحتِ مادّه است و اگر احتياج به استفراغ بسيار باشد به حدّ شدّت و قوّه ضعيف باشد كه اگر استفراغ نمايند هر آينه قوّه ، زياده ضعيف مىگردد به سبب استفراغ كه لا محاله قوا و ارواح نيز با خلط فاسد مستفرغ مىگردند و اخلاط صالحهء جيده نيز مگر هنگامى كه ضرر سقوط قوّه از استفراغ زياده از ضرر بقاى خلط و ترك استفراغ باشد ؛
هامش
( 1 ) . ب : ( را ) حذف شده .