مزاج سوداوى يك دفعه . و چون عارض گردد عشق مفرطى ، حادث مىگردد از آن جفاف مفرط و غلبهء سودا ؛ پس عَود مىنمايد مزاج به سوى صلاح به يك دفعه به وصال معشوق خود . و امثلهء اين بسيار است و علت اصل اين ، همان كمال توجّه نفس عاشق به سوى معشوق و معشوق به سوى عاشق و اتّحاد و تقويت هر دو با هم ذكر يافت .
خوارق عادات و معجزات انبياء و اولياء - عليهم السّلام - همه به سبب توجّه نفس كاملهء قدسيهء قويهء اوشان « 1 » است در نفوس ضعيفه و تصرّف در صوَر كونيه و هر چند قوّت نفس شخص و اقتدار او در اكوان زياده و اكمل و اشمل باشد ، انبساط و ظهور معجزات و خوارق عاداتِ او نيز اشمل و ابسط خواهد بود ؛ چنان چه خلقى را به طوفان غرق نمودن حضرت نوح و غرق نمودن فرعون و لشكر او را در رود نيل حضرت موسى - عليه السلام - و ابرء « 2 » أكمَه و ابرَص و احياء موتى از حضرت عيسى - عليه السّلام - و شقّ قمر و ردَّ شمس از جناب مقدّس نبوى و جناب مقدّس علوى - صلوات اللّه و سلامه عليهما اجمعين - و غير اينها از معجزات بسيار و شفاى اكثر عليلان به توجّه به ارواح مقدّسه و مَشاهِد مطهّره - خصوص در آن اماكن مشرّفه - بيش تر از آن است كه در بيان آيد .
[ فايده ] : نيز از معالجات جيدهء مشتركه ، استشمام روايح لذيذ و استماع الحان طيبه است كه تقويت مىيابند به آن هر دو ، قوا و ارواح نفسانيه و حيوانيه و به تقويت آن هر دو قواى طبيعيه نيز ؛ به جهت آن كه گويا از روايح لذيذه و استماع طيبه ، تغذيه مىيابند قوا و آنها غذاى روحاند .
[ فايده ] : و بساست كه انتفاع مىيابد مريض از انتقال از هوايى به هواى ديگر به جهت آن كه هوا از اسباب ضروريهء حفظِ صحّت و ازالهء مرض است و تأثير آن از داخل و خارج دايمى است . و همچنين انتقال از مسكنى به مسكنى ديگر و از فصلى به فصلى ديگر ؛ به جهت آن كه اختلاف مساكن و فصول ، مستلزم اختلاف هوايند و انتفاع مىيابد از تغير هيأتى به هيأتى ديگر از قيام و قعود و اضطجاع و يا به پشت خوابيدن و پاها را دراز
هامش
( 1 ) . ب : ايشان .
( 2 ) . ب : براى .