تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1089

مساهمون:

ص١٠٨٩
نمايد مادّه كه حصول يافته در آن از آن عضو كه مشارك آن است ؛ چنان‌چه وقتى كه حاصل گردد مادّه در جانب مقعر از كبد ، بايد استفراغ نمود مادّه را از جانب امعا ؛ جهت آن كه مقعرِ كبد به امعاء مشاركت دارد و جذب مادّه آن بر اين طريق ، اسهل است . و باقى امور عشره مذكوره ، ظاهر مىگردد به قياس به سوى چيزى كه ذكر يافت . قانون سوم : از آن قوانين ثلاثه علاج بدوا وقت استعمال دواست به آن كه مرض در « 1 » كدام وقت از اوقات است ، زيرا كه امراض را هر يك چهار وقت است ؛ چنان‌چه ذكر يافت ابتداء و تزائد و انتها و انحطاط ؛ مثلًا ورم حار هرگاه در ابتدا باشد ، بايد استعمال نمودن بر آن روادع فقط و آن ، عبارت از دواى بارد يا يابس است كه سرد و كثيف گرداند عضو را و مجارى آن را تنگ نمايد تا مادّه كه منصبّ مىگردد به سوى آن ، غليظ گردد و منصبّ نگردد و اگر در انتهاست ، استعمال محلِّل تنها نمايد و آن ، دواى حار رطب است كه ترقيق نمايد مادّه را و مهياى تبخير گرداند جزئى بعد [ از ] جزئى تا اين كه بالكلّ فانى گردد . و سزاوار است كه آن محلل مرخى باشد تا آن كه جلد را نرم و مسامّ را گشاده گرداند و سهل گردد اندفاع چيزى كه مندفع مىگردد از آن و تحليل بيابد لطيف آن و باقى ماند غليظ آن و متحجر گردد . و در ميان ابتدا و انتها كه وقت تزائد است ، بايد امتزاج نمود ميان رادع و محلِّل تا آن كه رادع منع نمايد مادّه را كه در انصباب است و تحليل دهد و فانى گرداند آنچه را انصباب يافته . و آن چه بعضى گفته‌اند فعل هر يك از آن هر دو ضد فعل ديگرى است و مانع آن ، ممنوع است به جهت آن كه طبيعت ، به اذن خالق خود - جل و عز - هر يك را استعمال مىنمايد به جاى لايق و مستحق آن و در هنگام انحطاط ، اقتصار نمايد بر محلّلات صرفهء خاليه از مرخيات ؛ براى حصول امن از تحجر مادّه به سبب نضج آن آن هنگام . [ فايدهء جليله ] : از معالجات جيدهء مشتركة النفع در اكثر امراض ، فرح و سرور به لقاى محبوب و امر مرغوب است و ملازمت شخصى كه مريض حيا مىنمايد از او و از كمال اظهار مرض خود و ظهور آثار آن نزد او و شخصى كه محبت و انس بسيار به حضور او
هامش
( 1 ) . ب : از كدام .