تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1086

مساهمون:

ص١٠٨٦
و نيز آسان مىباشد نفوذ دوا به سوى باطن آن تا آن كه اثر نمايد در آن ؛ به خلاف عضو متكاثف ؛ جهت آن كه به سبب ضيقِ مسام ، دشوار مىباشد نفوذ از آن به سوى خارج و همچنين نفوذ دوا به سوى باطنِ آن و يا براى آن كه آن عضو را تجويفى به سوى دو جانب باشد ؛ مانند ريه كه آن را از خارج تجويف است كه آن فضاى صدر باشد و از داخل آن تجاويفى كه اقسام قصبهء ريه است . و يا از يك جانب يعنى از داخل تنها مانند آورده و شرائينى كه در دست و پاست و يا از خارج تنها ؛ مانند اعصابى كه در تجويف صدر و بطن است و عضوى كه آن را تجويف از دو جانب است و يا از جانب خارج تنها ، اندفاع فضول از آن اسهل مىباشد [ به ] سبب « 1 » آن كه تجويفى كه آن را از خارج است ممانعت قبول فضول نمىكند و مىباشد و دافعهء آن عضو ، سالم از معارضه [ اى ] كه در وجه دفع آن‌اند و محتاج نمىباشد به سوى قوّت قوى و كفايت مىنماند در آن أدنى قوّتى از دوا و ليكن عضوى كه آن را يك تجويف است از خارج فقط ، نمىباشد آن تجويف در سهولت در نفوذ دوا به سوى آن از آنجا مدخلى ؛ بلكه مىباشد مانعى از نفوذ دوا به سوى آن ؛ به سبب فقدان اتّصال ميانِ آن و ميانِ چيزى كه محيط است به آن تجويف اگر باشد طريق نفوذ به سوى آن از آنجا و ليكن دفع فضول از آن اسهل مىباشد ؛ به جهت عدم مانع و امّا عضوى كه تجويف آن به سوى داخل باشد مىباشد نفوذ دوا به سوى داخل آن و ملاقات آن مر سطح باطن آن را اسهل و از اعضاء عضوى كه چنين نباشد يعنى نه متخلخل باشد و نه آن را تجويفى از جانبَين محتاج است به سوى دواى قوى به حسب وزن و درجه ؛ و امّا عضو مصمت به جهت امرى كه ذكر يافت . و امّا عديم التجويف از خارج جهت آن كه عضوى كه مندفع مىگردد به سوى آن فضول ، اين عضو عديم التجويف است [ و ] منع مىنمايد قوّهء دافعهء آن از قبول آن فضول پس محتاج مىباشد به سوى قوّهء قويّه تا آن كه تقويت يابد بر دفع آن و اين نمىباشد مگر به دواى قوى .
هامش
( 1 ) . ب : جهت .