زيرا كه قوّت عاصرهء مسهلهء آن در صميغيت آن است كه به طبخ بسيار زائل مىگردد . و لهذا بايد كه نقوع آن را استعمال نمايند و يا اندك طبخى نمايند و صموغ و عصارات را نرم نكوبند « 1 » در تراكيب ؛ بلكه در مايعى مناسب بخيسانند و حل نمايند . و اگر به تصفيه باشد ، تصفيه نموده به كار برند . و ادويهء حجريه و ادويهء مفرّحات و اكحال و امثال اينها را بسيار نرم بكوبند و ببيزند « 2 » و سحق نمايند تا به زودى به اعماق بدن برسد و يا به طبقات عين . و اجزاء جوارشات و اطريفلات و حبوب مسهله و قابضهء مقويه معده را بسيار نرم نكوبند و نبيزند « 3 » تا آن كه زمان متعدّى در معده بمانند و افعال متعلقه به خود را كما ينبغى نمايند و همچنين ادويهء مختصّه به ريه .
[ فايده ] : و ببايد دانست كه بعضى ادويه در حين سحق محتاج به رطوبت و مايعىاند تا آن كه حرارت سحق باعث احراق رطوبت اصليهء آنها نگردد و اعانت نمايد بر كمال سحق آنها ؛ مانند توتيا و خبث الحديد و اكثر احجار و لؤلؤ و كهربا و امثال اينها و بعضى محتاج به تدبيرى و عملىاند كه باعث تقليل رطوبت مزلقهء اجزاء آنها گردد تا آن كه به « 4 » آسانى قبول سحق نمايند ؛ مانند يواقيت و يشب و طلا و نقره كه يواقيت و احجار صلبه را مكرّر تفته در آب سرد اندازند و طلا را در بوته - كه مرداسنگ آلوده باشند - گذارند « 5 » تا آن كه قابل سحق گردند .
و بعضى از آن قبيلاند كه به سبب صلابت جوهر قبول سحق نمىنمايند ؛ مانند قضيب گاو خشك كرده و قرن ايل كه بايد آن را اوّلًا به سوهان براده نمايند ، پس بكوبند و بسايند تا نرم گردد و قرن ايل را احراق نمايند . و همچنين ابريشم را اندك احراقى و اگر خواهند كه ابريشم خوب كوبيده گردد ، كرم ميان پيلهء آن را بر آورده در ظرفى بر آتش خشك نموده ، با « 6 » قدرى نخود بريان مقشّر بكوبند كه خوب كوبيده گردد به زودى .
هامش
( 1 ) . ب : بكوبند .
( 2 ) . ب : بپزند .
( 3 ) . ب : نپزند .
( 4 ) . الف : ( تا آن كه به ) حذف شده .
( 5 ) . الف : گذازند .
( 6 ) . الف : يا .