تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1074

مساهمون:

ص١٠٧٤
و ديگر آن كه از دواى مفرد و يا قليل الأجزاء مقدار شربت تامّ كامل و يا نصف و يا ثلث و يا ربع و يا خمس مستعمل مىگردد ؛ به خلاف مركّب كثير الأجزاء و ظاهر است كه فايده [ اى ] كه در بيش تر احوال بر دواى كامل الوزن مترتّب مىگردد ، زياده از غير كامل الوزن است و تا رفع احتياج و دفع مرض به غذاى دوايى توان نمود ، به دواى غذايى نبايد پرداخت . و تا به دواى غذايى اصلاح حال مزاج و دفع مرض توان نمود ، متوجّه به دوا نبايد شد و تا از دواى ضعيف القوّة سهل المؤونة رفع احتياج شود ، به دواى قوى و دشوار رجوع نبايد نمود . و همچنين تا به محلّل و معرّق و مدر رفع احتياج شود ، ملين نبايد استعمال نمود . و تا به ملين ، قضاى حاجت و تنقيه و رفع غائله گردد ، به مسهل نبايد پرداخت ؛ خصوص به ادويهء مسهلهء قويه مگر عند الضرورة و بى منضج . و نضج موادّ - كه عبارت از اعتدال قوام و قابليت دفع خلط است - مسهل نبايد داد ، مگر هنگام عدم فرصت ؛ زيرا كه طبيعت و جوهر دوا البتّه هر دو با هم مضادّت و مخالفت دارند . و در صورت احتياج به دوا ادويهء مركّبه مجربه متداولهء حكماء و اطبّاء - ما تقدّم و ما تأخّر - و يا آن چه خود مكررّ به تجربه آورده و به كرّات و مرّات كثيره استعمال نموده در امزجه و ازمان و اسنان و اشخاص و فصول متنوّعهء مختلفه و غائله و ضررى نيافته ، بهتر از غير مجرّبهء مجهوله است . و علّت تركيب و كثرت اجزاء ، جهات مذكوره است از تركيب مرض و يا تقويت دوا و يا حفظ قوت قوّهء آن و يا رفع اذيت و نكايت آن و يا بدرقه و نفوذ فرمودن آن و يا تبليد حدّت و نفوذ آن و يا رفع كراهت و بشاعت طعم و رايحهء آن و يا امثال اين‌ها از اغراض و فوايد . و هر چند اين امور زياده شود ، اجزاء تركيب البتّه زياده خواهد گرديد . و بيان ديگر بالتفصيل آن كه : علّت تركيب ، همان امور مذكوره است و عدم وجدان دواى مفرد متكافى دفع امراض مطلوبه را جهت آن كه دواى چنينى نادر است و اكثر آن است كه در آن كيفيتى و وصفى « 1 » قوى و غالب و زائد است از مقدار مطلوب و يا ضعيف و ناقص از مقدار مرض و يا مضادّت و منافات به بعضى از اعضاء و قوا و ارواح باشد و يا به بعضى از امراض .
هامش
( 1 ) . الف : و وضع .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1074 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى