تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1067

مساهمون:

ص١٠٦٧
و ببايد دانست كه احتياج به احراق براى چند فايده است : يا براى انتقال طبيعت و كيفيت آن به طبيعت و كيفيت ديگر است . و يا براى زيادتى تقويت و حدّت و شدت نفوذ و انتقال مزاج آن‌هاست به مزاج ديگر ؛ مانند حجر نوره و بسد و صدف و برگ ترب و تنباكو و امثال اين‌ها از براى اخذ املاح مصنوعه و رمادات از آن‌ها و اخذ جواهر بعضى ادويه مانند جوهر حصى لبان و غير آن . يا براى نقصان قوّت و كسر حدّت آن‌هاست ؛ مانند زاجات و املاح و شبوب و قلقطار و مرجان و امثال اين‌ها ؛ خصوص ادويه مختصّه به عين . يا براى تلطيف جوهر آن‌هاست ؛ مانند املاح . و يا از براى تنقيه ، و رفع « 1 » اوساخ اجزاء غريبه و امثال اين‌هاست . و يا براى مهيا و قابل سحق گرديدن آن‌هاست ؛ مانند يواقيت و طلا و نقره و ابريشم و مانند اين‌ها كه رطوبت ملصقهء اجزاء آن‌ها را فانى گرداند ؛ كه احجار صلبه را گرم نموده در آب سرد اندازند مكرّرا ، و طلا را در بوتهء آلوده به مردارسنگ گدازند ، و ابريشم را در ظرفى بر آتش اندك احراقى نمايند ؛ تا آن كه « 2 » آن‌ها به زودى قابل سحق گردند و اين ، قابل قرص و يا دقّ و يا سحق شود . و يا براى ابطال ردائت و خباثت و سمّيت جوهر آن‌هاست ؛ مانند عقرب جهت استعمال در تفتيت حصات و افعى و حيه و اسود سالخ براى جذام . زيرا كه ادويه : يا حادّ حارّ لطيف‌الجوهراند و يا معتدل . و هر دو نوع چون سوخته گردند ، قوّت حدت و حرارت آن‌ها ضعيف گردد به سبب تحليل جوهر حارّ حادّ نارى آن‌ها ؛ مانند ادويهء مذكوره . يا كثيف الجوهر غير حادّ حارّاند و به سبب احراق و كسب حرارت نارى ، تقويت مىيابند ؛ هم در حدّت و هم در حرارت ؛ مانند فلزّات مقتوله و حجر نوره . يا در آن‌ها رطوبت فضليهء لزجه و « 3 » ماسكهء ملصقهء اجزاست و به سبب احراق آن ،
هامش
( 1 ) . الف : دافع . ( 2 ) . ب : ( آن كه ) حذف شده . ( 3 ) . ب : ( و ) حذف شده .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1067 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى