تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1064

مساهمون:

ص١٠٦٤
بدان كه تأثير دوا به كيفيت است بالذّات . و تأثير غذا به كمّيت است بالذات . و تأثير سمّ و ترياق به كيفيت و به خاصّيت هر دو است . و تفصيل اين مراتب و تفصيل كيفيات اربعه و مركّبات معدنيه و نباتيه و حيوانيه و مزاج اوّلى طبيعى و ثانوى تركيبى و صناعى و سمّ و ترياق و مركّب القوى و مزاج قوى صلب و مزاج ضعيف رخو و تام التركيب و ناقص التركيب و غيرها نيز در آن جا ذكر يافت « 1 » . و وجه تبيين و تقرير اين مراتب و شروط ، جهت آن است كه طبيب عارف گشته ، به حسب امزجه و مراتب درجات امراض ، تركيب دوا نموده استعمال نمايد ؛ تا در حدس او خطا واقع نشود ؛ خصوص در امراض مركّبه ؛ تا بعد [ از ] ورود در بدن ، اجزاء آن از هم متفرّق گشته از هر يك فعلى و اثرى خاصّ مطلوب ظاهر گردد ؛ مانند ادويهء مركّب القوى متضادّهء الكيفيات . و مراد از تركيب قواى متضادّه همين امر است نه آن كه جرء واحد از آن ، متحّمل حرارت و برودت هر دو گردد و فعل هر دو از آن ظاهر شود ، كه اين محال است .

و از ادويهء مركّب القوى :

بعضى از آن قبيل است كه تاب غَسل ندارد كه به مجرّد غَسل ، قوّت حارّهء لطيفهء آن از مادّهء كثيفه جدا گشته زائل مىگردد ؛ مانند كاسنى و اكثر بقول لطيفه كه جوهر آن‌ها مركّب از جزء حارّ لطيف قليل و جزء مائى قليل بارد رطب و جزء ارضى كثيف بسيار است . و قوّت تفتيح و تنفيذ آن ، به جزء حارّ لطيف قليل آن است و تبريد آن به جزء مائى آن . و اكثر اين جزء حارّ لطيف آن منبثّ بر سطح ظاهر آن مىباشد كه به سبب لطافت صعود نموده مفروش بر آن مىباشد و به شستن در آب زائل مىگردد و لهذا نهى از غسل آن و امثال آن وارد شده شرعاً و عقلًا . و بعضى از آن قبيل است كه غسل ، بلكه حرارت طبخ نيز نمىتواند اجزاء لطيفهء آن را از كثيفيهء آن جدا نمايد ؛ مانند بابونه كه در آن دو قوّت است ؛ يكى قوّت حارّهء محلّله و
هامش
( 1 ) . در جنس دوم از ستّه ضروريه بحث مأكول و مشروب ذكر شد .