[ خروج مقعده اطفال ]
[ ج ] و نيز از آن جمله ، خروج مقعده است
چون اعضاء اطفال ، بنا بر غلبهء رطوبات ضعيف مىباشد ، اين مرض ايشان را عارض مىگردد ؛ خصوص بعد اسهال و زحير .
علاج آن ، آن است كه چرم « 1 » غربال كهنه را بسوزانند و نرم سوده ، بر آن موضع مكرّر بپاشند . و جفت بلوط و مازو و دمالاخوين و گل ارمنى و كهربا ، سوده و كات هندى ؛ از هر يك قدرى ، بسيار نرم سوده و بيخته ، بر پارچهء بسيار نرم نازكى پاشيده ، بعد [ از ] قضاى حاجت و طهارت و خشك نمودن موضع به آن ، بردارند و اندرون نمايند ؛ چند مرتبه كه چنين نمايند ، ديگر بر نيايد .
و نيز نشانيدن در آب مطبوخِ قشور رمّان و آس رطب و جفت بلوط و گل سرخ خشك « 2 » و شاخ گوزن محرق و كاغذ سوخته و سُم بز سوخته و شبّ يمانى و گلنار فارسى و مازو ؛ جمله مساوى در آب پزند تا قوّه ادويه به آب باز داده شود ، صاف نموده ، آبزن نمايند ؛ يعنى طفل را در آن بنشانند در حالتى كه نيم گرم باشد . و اگر طفل باهوش باشد ، بفرمايند كه در حين نشانيدن در ادويه و يا استعمال آنها ، عضو مخصوص را بر سبيل جذب ، به خود در كشد .
و اگر به سبب ورم و يا غير آن [ است ] ، اوّلًا آن را به موم روغن مناسب چرب نمايند تا زود باز گردد و جهت تحليل ورم ، مغز فلوس خيارشنبر در آب برگ عنب الثعلب حل نموده ضماد نمايند .
و گاه است كه در صغر سن اين مرض عارض مىگردد و چون اندك بزرگ گرديد ، خودبه خود بى معالجه زائل مىگردد .
[ سى و پنجم : امراض مجراى ادرار ]
[ الف ] و نيز از آن جمله ، حرقهء البول است
[ حرقه بول اطفال ]
كه عبارت است از سوزش مجراى بول است هنگام برآمدن . و اين يا ، از گرمى هوا و يا از اغذيهء و ادويهء حارّه و حريفه كه مرضعه و يا طفل بخورد عارض گردد .
هامش
( 1 ) . ب : جرم .
( 2 ) . الف : ( خشك ) حذف شده .