و هنگامى كه سبب عسر بول سنگ مثانه باشد ، بهترين تدابير آن است كه بيمار را بر پشت بخوابانند و هر دو پاى او را بردارند و عانهء او را بمالند با روغنهاى ملينه از اسفل به اعلى تا سنگى كه در عنق مثانه بند شده است و سبب حبس بول گرديده ، در جوف مثانه آيد و عنق آن باز گردد و بول به فراغت آيد .
و هرگاه سنگ در قضيب بند شده باشد و از فشار به دست محسوس گردد ، بايد كه قضيب را در آب گرم گذارند و لعابهاى مناسبه و روغنهاى موافقه ، در آن آهسته آهسته بچكانند و دست بمالند به طرف قدّام تا كه سنگ مستخرج گردد .
و اگر درين هنگام ، درد غلبه نمايد و بيمار مضطر گردد و به تخدير احتياج شود ، فلونياى مجرّب و مانند آن و دواى لفّاحى و برشعثا و ترياق فاروق كهنه - كه كسر حدّت قوّت او شده و به قوّت افيون آمده باشد - قليلى بخورانند .
و اگر هيچ تدبير سودمند نيفتد و سنگ از مجراى قضيب برنيايد و از شدت احتباس بول و درد ، خوف هلاكت باشد ، ناچار به جرّاحى ماهر واثق ، رجوع آورند ، تا قضيب او را از محلّ مقصود بشكافد و سنگ را بيرون آورد .
ادويهء مدرّه ، بعضى گرمند و بعضى سرد و بعضى معتدل : آن چه گرماند بعضى آنها اينهاست : تخم كرفس ، رازيانه انيسون ، شونيز ، هليون صعتر . و آن چه سرد است : تخم خيارين و هندوانه و كدو و خسك و كاكنج است . و آن چه معتدل است : پرسياوشان و تخم خربزه است . از اينها ، آن چه موافق مزاج دانند استعمال نمايند و ليكن ، مدرّات را گاه گاه استعمال نمايند ؛ زيرا كه مداومت آن مضرّ است . و بهتر آن است كه بعد تليين شكم استعمال نمايند .
و بهترين ملينات نافعهء حصات : انجير و سپستان [ و ] اصل السوس و خطمى است كه از هر يك به قدر حاجت بگيرند و بجوشانند و صاف نمايند و مغز فلوس خيارشبز و ترنجبين به حسب احتياج در آن حل نموده ، صاف كرده ، بخورانند . و طبيخ خطاطيف جهت دفع حصات و عسر البول به غايت مجرّب است : بگيرند خطا طيف را كه « ابابيل » نامند و ذبح نمايند و بال و پر آن را دور كنند و به آب كرفس و روغن بادام بپزند و گشنيز و دارچينى و خولنجان نيز در آن داخل نمايند . و اين دوا بعد از تنقيهء بدن فايدهء تمام دارد . و ملاك امر ، تلطيف غذاست و تجويد هضم و تقويت معده .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1036
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص١٠٣٦