مىگردد « 1 » ، از تدابير ديگر حتّى جراحت كهنه را . و ذرور مرداسنگ و اسرنج و سنگ جراحت و قطعهء مدوّر اسرب بر آن بستن تا يك دو هفته بسيار نافع است .
[ فتق اطفال ]
[ د ] و نيز از آن جمله ، فتق و قيله است
بدان كه فتق ، به اصطلاح اطبّاء بر دو امر اطلاق مىنمايند « 2 » :
يكى : برآن كه دو مجرايى كه بالاى انثيين در كش ران واقعاند « 3 » ، متّسع گردند و از ما فوق آن چيزى در كيس انثيين نازل شود . و اين نوع ، اطفال را بسيار واقع مىگردد ؛ به سبب كثرت رطوبت امزجهء ايشان و ضعف اعصاب و اغشيه و كثرت حركات عنيفهء ايشان . و اين را « قيل » و « قيله » نيز نامند . و آن چه نازل مىگردد ، يا ريح است ، يا ماء يا ثرب فقط با امعا ، يا امعاى تنها .
امّا نزول معائى تنها نمىتواند شد مگر وقتى كه ثرب بشكافد . و به حسب جسم نازل ، فتق را بدان منسوب نمايند و گويند : فتق « ريحى » و « ثربى » و « معائى » و « مائى » و ليكن ، فتق مائى ، اطفال را كم تر واقع مىگردد .
دوم : بر آن كه صفاق مسمّى به « اريطارون « 4 » » بشكافد . و « فتق لغوى » همين است ؛ زيرا كه معنى فتق در لغت ، پاره و شكافته شدن است . و بالجملة ؛ اگر اين صفاق در حوالى ناف بشكافد و پوست شكم سالم باشد ، پس ثرب و روده در آن آيد ، آن را « فتق مراق البطن « 5 » » گويند . و اگر در كش ران واقع شود و در خصيه نازل نگردد ، آن را « فتق اربيه » نامند . و اين هر دو نوع ، زنان را بسيار واقع مىشود . و اگر در خصيه نازل گردد ، « قيل » نامند ؛ جهت آن كه قيل ، عبارت از نزول جسمى در كيس انثيين است ؛ بنا بر اتّساع هر دو مجراى مذكور و بنا بر انشقاق صفاق در آن موضع .
هامش
( 1 ) . ب : مىگرداند .
( 2 ) . ب : مىشود .
( 3 ) . ب : واقع است .
( 4 ) . الف : ابى طارون . ب : الى ريطارون . با توجه به بحث تشريح در اوّل كتاب و متن كتاب معالجات مؤلف لفظ ( باريطارون ) صحيح است .
( 5 ) . الف : مراق البطش .