بايد كه طفل را زمان معتدّى در آن نشسته دارند و اگر در آن نتواند نشست ، خرقه را بدان تر نموده بر مبرز آن بيندازند .
و اگر از اين تدابير هيچ يك زائل نگردد و لا بد دوا بايد خورانيد ، دوا در طعام او ممزوج نموده و يا در نان او پخته و با آب او آميخته ؛ الحاصل به هر حيله كه توانند « 1 » به او بخورانند . و پنير تازهء بى نمك نيز نافع است . و گل ارمنى بر سبيل تنقل خورانيدن مفيد است . و صمغ عربى بريان كرده با زردهء بيضهء نيم برشت سودمند است . و همچنين نان آرد گندم و بلوط .
اسهالى كه با تب و سرفه باشد ، شربت مورد هر روز دو نوبت - صبح و وقت خواب - به سه انگشت لعق فرمودن و از فواكه ، « غبيرا » - كه سنجد نامند - و امرود و سيب و به خشك مناسب است .
قسم دوم : اسهالى است كه بعد از باز گرفتن از شير ، ايشان را عارض مىگردد
بهترين علاج و تدبير ، آن است كه باز اعادهء شير نمايند و چند روزى تا طبيعت او به اصلاح آيد شير بخورانند . و بعد از آن در فصل موافق ، از شير بگيرند و ليكن بايد كه شير كم تر و غذا بيش تر مىخورانيده « 2 » باشند . و اگر از اين تدابير زائل نگردد ، بر مقدار « 3 » نيم درم يا كم تر و يا زياده - به حسب حاجت - تخم خشخاش سفيد بخورانند . و اگر اين نيز مفيد نيفتد ، به تدابير سهل القبضِ غذائى و دوائى پردازند .
قسم سوم : اسهالى كه به سبب سدّهء كبد يا ماساريقا عارض گردد
اين قسم ، اطفال را به سبب بسيار خوردن و تداخل و عدم احتياط ، بيش تر عارض گردد . [ و ] علامت آن اين است « 4 » كه در غير هنگام روئيدن دندان و يا باز گرفتن از شير عارض گردد .
هامش
( 1 ) . ب : بتوانند .
( 2 ) . ب : خورانيده .
( 3 ) . ب : به مقدار .
( 4 ) . ب : آن آن است .