نايافته و يا غذاى اوّل كه بالاى آن شير و يا غذاى ديگر و يا آن كه حركات مفرطه به عمل آيد كه باعث سوء انهضام گردد .
و اين علّت ، هرچند حادّ است و خطرناك و ليكن افراط اسهال و شدت ضعف و سقوط نبض و ظهور تشنج در اين ، چندان مخوف نيست ؛ خصوص در صبيان ؛ پس بايد كه معالج را هراس و بيم غالب نگردد و از شدايد اعراض مرضى حواس خود را كم ننمايد و تدبير را از دست ندهد .
و بالجملهء ، بايد كه تا مادّه در حركت [ است ] و طبيعت متوجّه دفع و اخراج است ، اصلًا و قطعا متوجّه حبس آن نگردد . و شير و غذا به او نخورانند مگر به قدر ضرورت . و حتّى المقدور در تنويم او كوشند ؛ خواه خواب بيايد و خواه نه ؛ زيرا كه خواب و سكون و آرام ، بهترين تدابير است .
و قليلى ترياق فاروق به مرضعهء آن مىتوان خورانيد و به طفل نيز در صورتى كه حرارت بسيار غالب نباشد . و بهترين ادويه در اين باب - آن چه مؤلف را به تجربه حاصل گشته - خورانيدن « خبه » كه به فارسى « شفترك » نامند كه سنگشو نموده ، در آب جوش داده ، قدرى به طفل و قدرى به مرضعهء آن داده كه بخورند « 1 » .
و اگر صفراء و حرارت غالب باشد ، با عرق كاسنى و يا به آب برگ كاسنى . و چون قى شود ، باز بخورانند سه چهار دفعه تا آن كه قى باز ايستد . و چون دانستند كه نقاء تام حاصل گرديد ، آن زمان خورانيدن فادزهر معدنى به آب سوده و يا « 2 » طين مختوم و يا حب كونله « 3 » - كه نسخه آن در « قرابادين » ذكر يافت - و يا حوابس ديگر كه در باب حبس قى و اسهال مذكور است .
[ اسهال اطفال ]
[ و ] و نيز از آن جمله ، اسهال است
بدان كه اطفال را اسهال اكثر نزد برآمدن دندان به هم مىرسد ؛ خصوصاً كه اكثار در تناول اغذيه فرمايند و يا شير بسيار بخورانند و از اسباب ديگر نيز .
و بالجملة ، سه قسم مىباشد :
هامش
( 1 ) . ب : ( داده كه بخورند ) حذف شده .
( 2 ) . ب : با .
( 3 ) . ب : حب كونكه .