و شيرهء زيرهء سبز با برگ نورستهء امُّ غيلان اندكى و يك غنچه انار ناشكفته نرم سوده ، شيره گرفته ، با پنج و يا هفت قطعه خزف « 1 » سنگ تاب نموده كه گرم نموده ، در آن اندازند و سه روز صبح ناشتا و يا پنج روز بخورانند مجرّب است .
و خورانيدن فادزهر حيوانى اندكى در آب برگ لسان الحمل و يا آب سيب و يا به نيز . و نيز خورانيدن تخم ريحان و بارتنگ و « بزرقطونا » همه بريان كرده با اندكى آب بخورانند . و در تقليل غذاى ايشان و مرضعهء ايشان كوشند و روغن و چيزهاى چرب ندهند . و بهترين لحوم ، گوشت دراج و « تيهو « 2 » » و امثال اينهاست .
اگر طفل شيرخواره نباشد پنير مايه ؛ خصوص پنير مايهء خرگوش و يا بزغاله ، نرم كوفته ، بيخته ، مقدار يك حبّه « 3 » با آب سرد بخورانند . و اگر شيرخواره است ، در آن روز شير نخورانند .
و اهل هند مىگويند : مغز « بيل » را كه به عربى « بل » نامند ، قدرى با اندكى نبات ممزوج نموده با آب بدهند ؛ بسيار مجرّب است . و اگر تب باشد ، آن را نيز بالخاصّيه نافع است و با وجود اعتدال ، مقوّى احشا و محلل رياح است . و اگر تشنگى به افراط باشد ، با شيرهء تخم خرفهء بريان بخورانند .
و اگر دوا را نخورد ، ناچار به اكمده و اطليه و آبزنات اكتفا نمايند ؛ مانند آن كه زيره و انيسون و تخم كرفس و تخم گل - مفرداً يا مجموعاً - در كيسه كنند و گرم نموده ، شكم و نشستگاه « 4 » او را به آن تكميد نمايند . و اگر قدرى سركه بر آن بپاشند نيز نافع است و ليكن احتياط نمايند كه نيم گرم باشد و نسوزاند و زيره و تخم مورد و عود هندى ؛ هر سه را نرم سوده ، با گلاب و قدرى سركه نيم گرم نموده ، طلا نمايند .
بهترين تدابير در حبس اسهال - خصوصاً كه دموى باشد - آن است كه برگ لسان الحمل را بكوبند و شيرهء آن را بگيرند و اندكى گرم نموده طفل را در آن بنشانند همان ساعت كه از تبرّز فارغ شود . و همين عمل را بعد هر مجلس مىنموده باشند و ليكن
هامش
( 1 ) . الف : خذف .
( 2 ) . ب : تيهوج .
( 3 ) . ب : ( حبه ) حذف شده .
( 4 ) . ب : نشستنگاه .